گنجور

شمارهٔ ۱۳۶

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

ای علایی ببین و نیک ببین

که زمانه ستمگریست عظیم

گه ز چوبی کند دمنده شنکج

گه ز گوساله‌ای خدای کریم

هر کرا فضل نیست نیم پشیز

به شتر وار ساو دارد و سیم

وانکه چون تیغ جان ربای از فضل

موی را چون قلم کند به دو نیم

به خدای ار خرانش بگذارند

بی دو دانگ سیه بر آخور تیم

اینهمه قصه و حکایت چیست

وینهمه عشوه و تغلب و بیم

به بهشت خدای نگذارند

بی زر و سیم طاعتی ز رحیم

شاعرانی که پیش ازین بودند

همه والا بدند و راد و حکیم

باز در روزگار دولت ما

همه مابون شدند و دون و لیم

به دو شعر رکیک ناموزون

که بخوانند ز گفتهای قدیم

کون فراخی حکیم و خواجه شود

چکند رنج بردن تعلیم

لاجرم حرمتی پدید آید

شاعران را به گرد هفت اقلیم

که به پنجاه مدحشان ممدوح

ندهد در دو سال نانی نیم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.