تماشا را یکی بخرام در بستان جان، ای جان!
ببین در زیر پای خویش جانافشان جان، ای جان!
نخواهد جان دگر جانی اگر صد جان برافشاند
که بس باشد قبول تو بقای جان جان ای جان
تو را یارست بس در جان ز بهر آن که نشناسد
ز خوبان جز تو در عالم، همی درمان جان، ای جان
ز بهر چشم خوب تو برای دفع چشم بد
کمال عافیت باشد همه قربان جان، ای جان!
از آن تا در دل و دیده گهر جز عشق تو نبود
برون روید گهر هر دم ز بحر و کان جان، ای جان!
همه عالم چو حرف «ن» از آن در خدمتت مانده
که از کل نکورویان تویی خاص آن جان، ای جان!
ز بهر سرخرویی جان چه باشد گر به یک غمزه
ز خوبان جان براندایی تو در میدان جان، ای جان!
به نور روی توست اکنون همه توحید عقل من
به کفر زلف توست اکنون همه ایمان جان، ای جان!
سناییوار در عالم ز بهر آبروی خود
سنایی خاک پای توست، سر دیوان جان، ای جان!



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و محبت به معشوق میپردازد و از زیباییهای او سخن میگوید. او تأکید میکند که هیچچیز به اندازهی وجود معشوق نمیتواند جان را سرشار کند و دیگر چیزها اهمیت ندارند. شاعر در ایجاز میگوید که زیبا رویی معشوق کافی است تا در دل عشق او موج بزند و غم و غصهها را فراموش کند. عشق به معشوق همهی عقل و ایمان شاعر را در بر گرفته و او خود را در خدمت عشق او قرار میدهد. شاعر در نهایت به افتخار خود در عشق میبالد و خود را خاک پای معشوق میداند.
هوش مصنوعی: ای جان! کمی بیندیش و در باغ زندگی، به راه برو و تماشا کن، زیرا در زیر پای تو، جانها در حال ریزش و فنا هستند.
هوش مصنوعی: اگر صد جان هم قربانی شود، دیگر جان نمیخواهد، چون فقط به خاطر وجود تو حیاتش را ارزشمند میبیند. بس است برای او اینکه تو را مطابق میل بپذیرد و به خاطر تو زندگی کند.
هوش مصنوعی: تنها تو برای من یار واقعی هستی، زیرا هیچکس دیگری به خوبی تو در عالم وجود ندارد و تنها تو میتوانی درمان دل خستهام باشی، ای محبوب.
هوش مصنوعی: برای حفظ سلامتی و آرامش، تنها راه آن است که به خاطر چشم زیبای تو تلاش کنیم تا از چشمهای بد دور شویم. این کار سبب میشود که جانم فدای تو شود، ای محبوب.
هوش مصنوعی: در دل و چشم من جز عشق تو چیزی نمیتواند وجود داشته باشد؛ بنابراین، هر لحظه جواهر وجودم از دریا و معدن جان تو بیرون میآید.
هوش مصنوعی: تمام جهان مثل حرف «ن» (که به تنهایی هیچ معنی ندارد) در خدمت تو است و تنها تویی که مختص به خوبیها و زیباییها هستی، جان من.
هوش مصنوعی: برای سرخی و زیبایی تو چه ارزشی دارد اگر با یک ناز و غمزۀ تو جانم را از دست بدهم، ای جان!
هوش مصنوعی: حضور زیبای تو، عقل مرا به وحدت و یگانگی میکشاند، اما وجود زلفهای تو باعث شده که ایمانم به کفر نزدیک شود.
هوش مصنوعی: سنایی از خود میگوید که در دنیا به خاطر آبرو و اعتبارش، مانند یک درویش در خدمت توست و فقط خاک پای تو را میپرستد. او خود را در برابر تو، یعنی محبوبش، بیارزش میداند و جانش را برای تو فدای میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.