گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۱

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای زلف تو بند و دام عاشق

ای روی تو ناز و کام عاشق

در جستن تو بسی جهانها

بگذشته به زیر گام عاشق

بنمای جمال خویش و بفزای

در منزلت و مقام عاشق

وز شربت لطف خویش تر کن

آخر یک روز کام عاشق

وز بادهٔ وصل خویش پر کن

یک شب صنما تو جام عاشق

اکنون که همه جهان بدانست

از عشق تو ننگ و نام عاشق

بشنو جانا تو از سنایی

تا بگذارد پیام عاشق

بر عاشق اگر سلام نکنی

باری بشنو سلام عاشق

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.