گنجور

 
سنایی غزنوی
 

خیز تا خود ز عقل باز کنیم

در میدان عشق باز کنیم

یوسف چاه را به دولت دوست

در چه صد هزار باز کنیم

در قمار وقار بنشینیم

خویشتن جبرییل ساز کنیم

هر چه شیب و فراز پردهٔ ماست

خاک بر شیب و بر فراز کنیم

ز بر و زیر چرخ هرزه زنیم

آن به از هر دو احتراز کنیم

جان کبکی برون کنیم از تن

خویشتن جان شاهباز کنیم

به خرابات روح در تازیم

در به روی خرد فراز کنیم

آه را از برای زنده دلی

ملک‌الموت جان آز کنیم

ناز را از برای پخته شدن

هیزم آتش نیاز کنیم

با نیازیم تا همه ماییم

چون همه او شدیم ناز کنیم

آلت عشرت ظریفان را

آفت عقل عشوه ساز کنیم

خم زلفین خوبرویان را

حجرهٔ روز های راز کنیم

در زمین بی زمین سجود بریم

در جهان بی‌جهان نماز کنیم

سه شراب حقیقتی بخوریم

چار تکبیر بر مجاز کنیم

از سنایی مگر سنایی را

به یکی باده درد باز کنیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.