گنجور

 
سنایی غزنوی
 

خیز تا از روی مستی بیخ هستی بر کنیم

نقش دانش را فرو شوییم و آتش در زنیم

همچو خد و خوی خوبان پرده‌ها را بردریم

همچو زلف ماهرویان توبه‌ها را بشکنیم

همچو عیاران همی ریزیم اندر جام جان

بهر جان چون آسیا تا چند گرد تن تنیم

گرد صحرای قدم پوییم چون تر دامنان

زین هوس خانهٔ هوا تا کی نه ما اهریمنیم

دیدهٔ جانهای ما هرگز نبیند مامنی

تا چو یک چشمان دلی پر دعوی ما و منیم

مجرم و محروممان دارند تا ما غمروار

بستهٔ این طارم پیروزهٔ بی‌روزنیم

گردنی بیرون کنیم از سر و گرنه تا ابد

بیشتر حمال سر خوانندمان گر گردنیم

آروزها را برون روبیم از دل کارزو

شیوهٔ آبستنانست و نه ما آبستنیم

رشته تابی هم نیابد ره به ما زیرا که ما

نه درین ره تنگ چشم و تنگ دل چو سوزنیم

عاقبت ما را گریبان‌گیر ناید زان که ما

نی چو مشتی خشک مغز بوالطمع تر دامنیم

برکنیم از بوستان نطق بیخ صوت و حرف

تا شویم آزاد و انگاریم شاخ سوسنیم

جام فرعونی به کف گیریم و پس موسی نهاد

هر چه فرعونیست در ما بیخش از بن برکنیم

از درون سالوسیان داریم به گر یکدمی

خرقهٔ سالوسیان را بخیه بر روی افگنیم

گر چه نااهلانمان چون سیم بد بپرا کنند

ما چو سیماب از طریق خاصیت بپراکنیم

در زنیم آتش سنایی وار در هر سوخته

کز در معنی نه ما کمتر ز سنگ و آهنیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.