ای که داری شور دین داری بسر
گوش کن بر حال دینداران نگر
میثم تمار مردی از عجم
بود در سلک غلامان منتظم
یافت آزادی و شد آن پاک دین
صاحب سر امیرالمومنین(ع)
شد ز فیض سر قرب دادگر
از منایا و بلایا با خبر
چون عبیدالله طاغی از عناد
زد به شهر کوفه ارونک فساد
با دلی پربغض و مملو از غضب
نزد خود بنمود میثم را طلب
گفت ای میثم خدایت در کجاست
گفت حاضر در میان اشقیاست
گفت بیزاری بجو از بوتراب
گفت بگذر زین کلام ناصواب
گفت نبود چارهای جز کشتنت
باید اندر خون خود آغشتنت
گفت مولایم علی داده خبر
که برادرم کشی با نه نفر
بلکه فرموده امیر مومنان
تیری از کین زبانم از دهان
گفت مولایت علی کذاب بود
گفت کذب اندر کلام وی نبود
پیش از این میثم رسیدی هر کجا
نزد عمر و بن حریث با وفا
باز میگفتی به عمرو آن بینصیب
میشوم همسایه تو عنقریب
تا به فرمان عبید نابکار
نزد بیت عمرو کردندش بدار
شد به عمرو آنگاه از این داستان
معنی فرموده میثم عیان
شد گلاب افشان پی اکرام او
کرد دور دار او را رفت رو
بر کنیز خویش فرمان داد زود
عود و عنبر بهر میثم کرد دود
روی دار آن نیک مرد حقشناس
ذرهای ننمود از دشمن هراس
نزد خلق کوفه با صوت جلی
کرد ظاهر مدح و اوصاف علی
گفت چون بر عترت طه درود
لب به لعن آل بوسفیان گشود
پرده از کفر یکایک باز کرد
اصل و نسل جمله را ابراز کرد
آل مروان را بدان فسق و فجور
کرد رسوا از اناث و از ذکور
بیم شورش کرد آن قوم لئام
بر دهان وی زدند آخر لجام
لیک ننمود اکتفا ابن زیاد
قطع کرد آخر زبانش از عناد
بود اندر محنت و رنج و عنا
تا سه روز آن گونه آن مرد خدا
پس عبیدالله از بعد از سه روز
ساخت کفر باطن خود را به روز
داد فرمان بر سگ دون همتی
بر تهیگاهش زد از کین ضربتی
گشت اندر موسم نزع روان
خون ز سوراخ دماغ او روان
نیمه شب هفت تن خرما فروش
نعش او دزدیده با آه و خروش
زیر نهری بیخبر از ناکسان
نعش وی کردند با عشرت نهان
باد قربان جان و جسم ممکنات
بر شهید تشنه در جنب قرات
چون تن آن سرور دنیا و دین
ماند بیسر تا سه روز اندر زمین
بیانیس و مونس و یار و حبیب
بیکس و مظلوم و عریان و غریب
در اسیری کرد رو با اشک و آه
سید سجاد اندر قتلگاه
دید جسم غرقه در خون حسین
و آن قد و بالای موزون حسین
با جوانان بنیهاشم تمام
بر سر خاک سیه کرده مقام
بر بدنهای چو برگ نسترن
ریک و خاک کربلا گشته کفن
باد بیباکانه جولان میکند
کاکل اکبر پریشان میکند
آن علیل از سینه آهی برفروخت
کز تف آن آه نه افلاک سوخت
سم اسبان مخالف سر به سر
شد به حال عابدین از گریه تر
گفت کای تبدار بیصبر و قرار
خاندان مصطفی را یادگار
هستی کون و مکان پا بست تست
رشته نظم جهان در دست تست
حجت حقی تو در این روزگار
صبر باید حجت حق را به کار
دیده را زینالعباد دریا نمود
پاسخ زینب چینن انشاء نمود
کای مهین ناموس ذات کردگار
عمه جان رفته ز دستم اختیار
آخر این جسم شریف نازنین
کاین چنین افتاده عریان بر زمین
عمه این ریحانه پیغمبر است
زینت عرش خدای اکبر است
حجت یکتای بیهمتا نبود؟
یا عزیز حضرت زهراء نبود؟
خود گفتم نیست فرزند بتول
یا نباشد قرهالعین رسول
یا ز جدش بر زبانها نام نیست
این که دیگر خارج از اسلام نیست
نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که داستان میثم تمار، یکی از یاران امام علی (ع) را روایت میکند. میثم تمار مردی از عجم بود که به آزادی رسید و به پیروی از علی (ع) مبادرت ورزید. اما عبیدالله بن زیاد، طاغی کوفه، او را به دلیل بیزاری از ولایت یزید خواست و در نهایت دستور قتل او را صادر کرد. میثم با شجاعت در برابر تهدیدات ایستاد و به مدح علی (ع) ادامه داد. پس از شهادت او، بدنش بدون سر در زمین ماند و به یاد او مصیبتزاری شد. سید سجاد (ع) نیز با مشاهده وضعیت میثم و دیگر شهدای اهل بیت (ع) در کربلا به درد و اندوه پرداخت و بر مظلومیت آنها و دلسوزی برای عمهاش زینب (س) سخن گفت. این متن، غم و مصیبت عاشورا و وفاداری یاران حسین (ع) را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دین عشق و شور میورزی، به حرفها گوش کن و به احوال دینداران توجه کن.
هوش مصنوعی: میثم تمار، مردی از سرزمینهای غیر عربی بود که در زمره غلامان منظم و معتبر قرار داشت.
هوش مصنوعی: او به آزادی دست یافت و آن شخصیت پاک و مومن که سرآمد اهل ایمان است، امیرالمومنین(ع)، شناخته شد.
هوش مصنوعی: از لطف و رحمت خداوند، من از مشکلات و مشکلاتی که برایم پیش آمده، آگاه شدم.
هوش مصنوعی: وقتی عبیدالله طاغی به دلیل دشمنیاش وارد شهر کوفه شد، فساد و نابسامانی به این شهر سرایت کرد.
هوش مصنوعی: با دل پر از کینه و خشم، میثم را نزد خود خواست.
هوش مصنوعی: در گفتوگویی، میثم از کسی پرسید خدای تو کجاست و در پاسخ شنید که خداوند در میان ظالمها و کسانی که به شدت به اشقیا معروفند، حضور دارد.
هوش مصنوعی: او گفت از بوتراب و بیزاری جستن بیاموز، ولی من پاسخ دادم که از این سخن ناگرم دوری کنم.
هوش مصنوعی: او گفت که راهی جز این نیست که تو را باید کشت و در خون خود غرق کرد.
هوش مصنوعی: امام علی (علیهالسلام) به من خبر داد که برادرم در کنار نه نفر دیگر به شهادت رسیده است.
هوش مصنوعی: من به زبانم تیر کینهای را از دهان بیرون میآورم.
هوش مصنوعی: علی، مولای تو، را به دروغگویی متهم کردند، اما در سخنان او هیچ دروغی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه میثم به ملاقات عمر و بن حریث برود، تو هر جا که بودی، با وفا و راستین از او حمایت کردی.
هوش مصنوعی: تو میگفتی که به عمرو، آن بینصیب، به زودی همسایه تو میشوم.
هوش مصنوعی: عبید نابکار به فرمان خود، فردی را نزد بیت عمرو به دار آویخت.
هوش مصنوعی: در زمان زندگی عمر، میثم به وضوح به تفسیر و توضیح این داستان پرداخت.
هوش مصنوعی: گلاب به خاطر احترام او پاشیده شد و او را دور کردند و رفت.
هوش مصنوعی: او به کنیز خود دستور داد که زود عود و عطر خوشی بیاورد تا بوی خوشی را برای میثم ایجاد کند.
هوش مصنوعی: آن مرد شریف و بزرگوار هیچ ترسی از دشمن خود نشان نداد.
هوش مصنوعی: در میان مردم کوفه، با صدای بلند به ستایش و وصف علی پرداخته شد.
هوش مصنوعی: گفت وقتی که بر خاندان پاک پیامبر درود فرستادم، به ناسزاگویی نسبت به خاندان بوسفیان پرداختم.
هوش مصنوعی: پرده از disbelief هر فردی کنار رفت و اصل و نسل همه را مشخص کرد.
هوش مصنوعی: خاندان مروان به خاطر اعمال ناپسند و رفتارهای زشتشان، هم از سوی زنان و هم از مردان، به بدنامی و رسوایی دچار شدند.
هوش مصنوعی: آن گروه پست و بیمروت، به دلیل وحشتی که از شورش داشتند، آخرین لحظه بر دهان او زدند و او را کنترل کردند.
هوش مصنوعی: اما ابن زیاد به هیچ چیز قناعت نکرد و در نهایت، به خاطر لجاجت خود، زبانش را قطع کرد.
هوش مصنوعی: در مدت سه روز، آن مرد خدا در سختی و زحمت و درد و رنج به سر میبرد.
هوش مصنوعی: عبیدالله بعد از سه روز، آشکارا نفاق و ایمان درونیاش را نشان داد.
هوش مصنوعی: فرمانهایی که به سگ بیهمت داده میشود، نشان از کینهای است که از سوی دیگران به او برخورد کرده است. در اینجا، احساس ناتوانی و خشم به وضوح مشاهده میشود.
هوش مصنوعی: در زمان احتضار، روح او مانند خون از سوراخ بینیاش جاری شد.
هوش مصنوعی: در نیمه شب، هفت خرما فروش با آوای بلند و آه و ناله، جسد او را دزدید.
هوش مصنوعی: زیر آبی، ویران شده از توجه دیگران، بدن او را با آرامش و بیخبر از مردم دفن کردند.
هوش مصنوعی: باد، قربان جان و وجود موجودات شود بر شهید تشنهای که در کنار قرات است.
هوش مصنوعی: چون آن سرور دنیا و دین بدون سر بر روی زمین ماند، سه روز طول کشید.
هوش مصنوعی: تنهایی و بیهمراهی، بدون دوست و عزیز، در عزلت و بیپناهی و در وضعی vulnerable و بیکسی به سر میبرم.
هوش مصنوعی: سید سجاد با گریه و ناله، در محل شهادت، حال خود را نشان میدهد و به اسیری و مصیبتهایی که بر او و خاندانش رفته است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به تماشا نشستهام که جسم حسین در خون غرق شده است و آن قامت بلند و زیبایش را میبینم.
هوش مصنوعی: با جوانان بنیهاشم در کنار هم، بر روی خاکی که سیاه شده است، مقام و نشانهای ایجاد کردهایم.
هوش مصنوعی: بدنهایی که مانند برگهای نسترن لطیف و نرم هستند، در خاک کربلا به کفن آغشته شدهاند.
هوش مصنوعی: باد با جسارت و سرّکشی میوزد و موهای اکبر را به هم میریزد.
هوش مصنوعی: آن بیمار از دل خود آهی برآورد که شعلههای آن آه به آسمانها را سوزانید.
هوش مصنوعی: اسبان دشمن به یکدیگر برخورد کردند و حالتی پیدا کردند که عابدین از شدت گریه تر شده بود.
هوش مصنوعی: ای کسی که در تب و تپش هستی و نمیتوانی آرام بگیری، به یاد خاندان مصطفی (پیامبر اسلام) باش.
هوش مصنوعی: وجود همه چیز به تو وابسته است و ترتیب و نظم جهان در دستان تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: در این روزگار، برای اثبات حقیقت، باید صبر و استقامت داشته باشی.
هوش مصنوعی: دیده به وجود زینالعباس مانند دریا بزرگ شد و زینب نیز به زبان آورد که چنین مطلبی را بیان کند.
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، تو اهل کرامت و عظمت هستی. جانم از دستم رفته و اختیار خود را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: در نهایت، این بدن با ارزش و عزیز که حالا بر زمین افتاده و عریان است.
هوش مصنوعی: عمه، این گلشن پیامبر است و زیور عرش بزرگ خداوند به حساب میآید.
هوش مصنوعی: آیا از بین تمامی دلایل و نشانهها، کسی بهتر و بینظیرتر از حجت خدا وجود ندارد؟ یا آیا کسی عزیزتر و محترمتر از حضرت زهرا نیست؟
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به تأمل در ویژگیهای یک شخص یا مقام خاص اشاره میکند و بیان میکند که خود او نیز در این مورد به نوعی شک و تردید کرده است. به طور کلی، به نظر میرسد که این شخص هیچ یک از ویژگیهای بارز و مورد انتظار را ندارد.
هوش مصنوعی: این شخص یا از نسل جدش نامی بر زبانها نیست، یا این که دیگر نمیتواند خارج از دایره اسلام قرار گیرد.
هوش مصنوعی: قلم توان نوشتن ندارد، مختصر بنویس و این حال و هوا را کم کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.