از کتم عدم چه آشکارم کردی
مختار تمام کار و بارم کردی
خواهی گرم از گنه بسوزی به چه رو
بر بخشش خود امیدوارم کردی
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
از کتم عدم چه آشکارم کردی
مختار تمام کار و بارم کردی
خواهی گرم از گنه بسوزی به چه رو
بر بخشش خود امیدوارم کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به ابراز احساس خود درباره خداوند و بدهکاریش نسبت به خطاهایش میپردازد. او از حالت عدم و خاموشی به بیداری و آگاهی رسیده و از خداوند میخواهد که با وجود گناهانش، به بخشش او امیدوار باشد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که گرما و سوزش گناهانش را نمیتواند نادیده بگیرد، اما همچنان به رحمت و عفو خداوند اعتماد دارد.
هوش مصنوعی: من از عالم عدم به وجود آمدهام و تو باعث شدی تا به روشنی و شفافیت برسم. تو همه امور و کارهای مرا سامان دادی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به خاطر گناهانت بسوزی و عذاب بکشی، چرا به بخشش و رحمت خود امیدوار بودهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دامی که در آن دام شکارم کردی
در حلقهٔ او تو بیقرارم کردی
ای فتنهٔ روزگار در حسرت خویش
انگشت نمای روزگارم کردی
تاراج متاع اختیارم کردی
در رهگذر بلا غبارم کردی
گفتم بشکیبم از تو آتش رسنی
در گردن جان بیقرارم کردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.