گنجور

 
صامت بروجردی
 

ای برادر چیست حالت در تب و بی‌تابی هنوز

کرده سیرابت کسی یا تشنه آبی هنوز

از هجوم ابتلا ای نوح طوفان بلا

غوطه ور چون ماهی به سمل بگردابی هنوز

در میان قتلگه بنهادی سر بر سجود

باز در ذکر خدا و فکر محرابی هنوز

جای دوش مصطفی و روی بال جبرئیل

زیر خار و خارها غلطان به خونابی هنوز

گشته یاقوت لبت ای تشنه لب چون کهربا

ای گل سرخ از عطش همرنگ مهتابی هنوز

(صامتا) از اشک چشم و آه عالم سوز تو

شد جهان در آب و آتش غرق در خوابی هنوز