گنجور

شمارهٔ ۴۴

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند

بر جبین در چین ز بوی مشک چینی داشتند

از مگس شکر فروشانرا محالست ایمنی

زانکه صاحب خرمنان هم خوشه‌چینی داشتند

خواری احباب خود بنگر که در روز فراق

ترک ایشان گفت هر جا همنشینی داشتند

دست و پای عاشق بیچاره بستن تازگی است

روز اول راه در هر سرزمینی داشتند

گر دورنگی بود مانع در وصالت عاشقان

دوختند از غیر گر چشم دو بینی داشتند

کشور دلها چنین تنها مسخر می‌کنند

تا چه می‌کردند خوبان گر معینی داشتند

می‌رود از دست مردم دین و غافل می‌چرند

باز دین‌داران سابق درد دینی داشتند

عاقبت بینی اگر اندر میان خلق بود

بود وقف چشم تر گر آستینی داشتند

صلح و جنگی (صامتا) از یار ما معلوم نیست

خوبرویان روز اول مهر و کینی داشتند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید