کرد در شام چو جا عترت سلطان انام
بسکه دیدند جفا و ستم از مردم شام
روزشان شد به نظر تیره تر از شام ظلام
تا یکی روز یزید دغل نافرجام
سوی مسجد شد و اندر بر سجاد غریب
کرد در منبر بیداد یکی زشت خطیب
چندی از دوره سفیان بیفزود حسب
بست از حرمت اولادی علی چشم ادب
ناسزا گفت بسی او به شهنشاه عرب
قلزم بحر خدا زین العبا شد به غضب
گفت خاموش که حق بشکند ای سک دهنت
ز چه رو نیست حیائی ز رسول ز منت
کرد پس حجت کبرای خدا رو ببزید
صاحب منبر از او رخصت منبر طلبید
پسر هند نداد اذن بدان شاه وحید
آخر از خواهش حضار چو ماذون گردید
بنهاد او ز شرف پا بسر منبر تاج
شد رسول عربی بار دیگر در معراج
آن کلام الله ناطق سپس حمد و ثنا
گفت با قوم منم زاده مکه و منا
شرف رکن حرم زینت زمزم و صفا
که نموده به روا بذل ز کوه فقرا
خلف صدق نبی مهتر حجاج منم
سبط شاه قرشی رهرو معراج منم
منم از نسل رسولی که تمام لاهوت
مه و خورشید و سپهر و ملکوت و جبروت
عرش و لوح و قلم و ملک دنی و ناسوت
حمل و ثور و بروجات کواکب تاحوت
خاک و باد و آتش و آب آنچه در اقلیم وجود
همه را ساخته یزدان از طفیلش موجود
هست جددگر من علی خیبر گیر
آنکه باشد ز خدا بر همه مخلوق امیر
جدهام فاطمه منصوصه نص تطهیر
همه دانید یکایک ز صغیر و ز کبیر
که حسن هست عموی من و فخر ثقلین
پدرم سبط نبی خسرو مظلوم حسین
منم آن کس که لب تشنه لب فرات
چو سکندر که نخورد آب حیات از ظلمات
منشی غم بوی از تشنه لبی داد برات
پدرم را جگر سوخته شد قطع حیات
عاقبت شمر جفا کار به نزد دریا
سر او را لب عطشان ز قفا کرد جدا
قد هفتاد و دو تن جمله چو نخل شمشاد
زدم خنجر و شمشیر و سنان جلاد
پیش چشم من بیمار به هامون افتاد
این منم با سر ایشان که به آه و فریاد
دسته بسته به سوی شام خراب آمدهام
حجت حقم و در بزم شراب آمدهام
این زنانی که به همراه من زار بود
حرم حترم احمد مختار بود
زینب بیکس و کلثوم دل افکار بود
که به مثل اسراء در سر بازار بود
این قدر خاک محن بر سر ما کرد ایام
که بر آل زنا همچو کنیزم و غلام
کس نگوید به یزید ای ز تو اسلام بننک
این زنان آًل رسولند نه از اهل فرنگ
کار بر زینب بیچاره مکن چندان تنگ
مکن از چوب لب خشک حسین نیلی رنگ
که دل خون شدهاش بدتر از این خون گردد
(صامت) از محنت این واقعه مجنون گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن در مورد مصیبتها و مظلومیتهای اهل بیت پیامبر اسلام است، بهویژه خاندان حسین بن علی. در این شعر، به صحنههایی از شهادت امام حسین و یارانش در کربلا اشاره میشود و نیز از ستمهایی که یزید بر آنان روا داشت صحبت میشود. راوی به جایگاه والای اهل بیت و نسبتشان با پیامبر اشاره میکند و از ظلمهایی که بر ایشان رفته، به ویژه در شام یاد میکند. او به مظلومیت زنان اهل بیت و زینب کبری اشاره میکند که در حالیکه داغدار هستند، با وقار و شجاعت به مصائبشان ادامه میدهند. پیام کلی شعر، یادآوری مظلومیت اهل بیت و بیداری جامعه نسبت به ستمها و بیعدالتیهاست.
هوش مصنوعی: در شام، به خاطر جایگاه عترت و خانواده بزرگوار پیامبر، باعث شد تا مردم آنجا ظلم و بیعدالتی را برای آنان مشاهده کنند.
هوش مصنوعی: روزشان به گونهای تیره و ناامیدکننده بود که به نظر میرسید شبهایی خالی از نور و امید فرا رسیده است، تا اینکه یک روز یزید، با نیرنگ و حقهای که داشت، به نتیجهای ناموفق رسید.
هوش مصنوعی: او به سمت مسجد رفت و در حالی که سجادهای را گسترده بود، سخنرانی ناعادلانهای از یک خطیب بدخط را شنید.
هوش مصنوعی: مدتی از زمان حکومت سفیان گذشت و در این مدت، حسب و نسبهای خانواده علی، به خاطر ادب و احترامشان، افزایش یافت.
هوش مصنوعی: بسیاری از ناسزاها را او به پادشاه عرب گفت؛ خدا به وسیله این عبا به شدت خشمگین شد.
هوش مصنوعی: خاموش باش، زیرا که حق میتواند تو را درهم بشکند. ای سگی، چرا از رسول خدا شرم نمیکنی؟
هوش مصنوعی: پس مظهر بزرگترین دلیل خداوند مجدداً به سخن درآمد و سخنران از او اجازه خواست تا بر منبر برود و سخنرانی کند.
هوش مصنوعی: پسر هندی اجازه نداد که آن شاه یگانه را ملاقات کند، اما در نهایت، به خاطر درخواستهای حاضران، موافقت کرد.
هوش مصنوعی: او به احترام و مقام والای خود، تاجی بر سر نهاد و بار دیگر در معراج، رسول عربی شد.
هوش مصنوعی: این سخن خداوندی است که به زبان وحی بیان شده و بعد از آن، سپاس و ستایش کرد. من از دین و سرزمینی مقدس به نام مکه و منا متولد شدهام.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و اهمیت شرف و کرامت نشاندهندههایی در حرم اشاره دارد. به نوعی میگوید که مقام و زینت، مانند آب زلال زمزم و صفا، از دل کوههای فقیر و دلسوخته به ما رسیده است. یعنی ارزش و زیباییهای معنوی از جایی ناشی میشود که شاید به نظر کمتر به چشم بیاید، اما در واقع مظهر بزرگی و شرافت است.
هوش مصنوعی: من جانشین راستین پیامبر هستم، و در ردیف پیشوایان قرار دارم. من نوهی شاهزاده قریش هستم و در مسیر کمال و معراج خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من از نسل پیغمبری هستم که تمامی عالم هستی، از ماه و خورشید گرفته تا آسمانها و ملکوت و قدرتهای بینظیر را در اختیار دارد.
هوش مصنوعی: آسمان و لوح و قلم و سلطنت دنیا و موجودات زمین و گاو و صورتهای آسمانی، همه تحت سلطه و فرمانِ خداوند هستند.
هوش مصنوعی: خاک، باد، آتش و آب، همه چیزهایی که در عالم وجود دارند، به وجود آمدهاند و خالق آنها خداوند است که این موجودات از فیض و رحمت او به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که با اطمینان به قدرت خدا، از کسی پیروی کن که در همهٔ موجودات برتری دارد و مانند علی در برابر دشمنان قوی و محکم است.
هوش مصنوعی: مادرم فاطمه، که جایگاه ویژهای دارد و به طهارت و پاکی معروف است، همگان میدانند که او از هرگونه آلودگی و ناپاکی به دور است، چه در امور کوچک و چه در امور بزرگ.
هوش مصنوعی: حسن، عموی من است و پدر من فخر دو جهان، یعنی حسین، نوه پیامبر و بزرگمرد مظلوم است.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که مانند سکندر، در حالی که تشنهام و در کنار آب فرات هستم، به خاطر تاریکیهای زندگی و چالشها، آب حیات را نمیخورم.
هوش مصنوعی: غمانگیزی یک تشنه بدنش را به درد آورد و با این حال پدرم خیلی ناراحت و دلخور شد. این درد و رنج او را به جایی رساند که احساس کرد عمرش به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: سرانجام شمر، کسی که بدعملی و ظلم میکند، به کنار دریا میآید و سر او را از پشت جدا میکند در حالی که او تشنه است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر اشاره میکند که تنها به خاطر آرمانهای خود و در راه دفاع از آنها، به جنگ پرداخته و با قدرت و شجاعت، دشمنان را سرکوب کرده است. او به کسانی که با او هستند، اشاره میکند و نشان میدهد که آنها همگی مثل درختان بلند و مقاوم هستند که در برابر ضربات دشمن ایستادگی میکنند.
هوش مصنوعی: در مقابل چشمان من، بیماری به زمین افتاد. این من هستم که با سر آنها در حال آه و نالهام.
هوش مصنوعی: من با گروهی به سوی شام آمدهام، و در اینجا به عنوان شاهدی بر حقایق، در مراسمی با حال و هوای شراب حاضر شدهام.
هوش مصنوعی: این زنان که در کنار من بودند، چونان حرمی برای پیامبر بزرگوار احمد هستند.
هوش مصنوعی: زینب و کلثوم در میان مردم بیکس و تنها بودند و مانند اسرا، در بحبوحه بازار و میان جمعیت، مورد توجه و نظر قرار داشتند.
هوش مصنوعی: اینقدر مشکلات و سختیها بر سر ما باریده که حالا احساس میکنیم مانند خدمتکار و نوکر برای کسانی که شایستگی ندارند، هستیم.
هوش مصنوعی: هیچکس به یزید نمیگوید که ای تو، اسلام را از این زنان اهالی خاندان پیامبر نکن، اینها از اهل فرنگ نیستند.
هوش مصنوعی: به زینب بیچاره فشار نیاور، او را بیش از اندازه در تنگنا قرار نده. چوب لب خشک حسین که رنگی نیلی دارد، نباید باعث رنجش او شود.
هوش مصنوعی: دل شخصی که به شدت خونین و آزرده شده، از این وضعیت بدتر خواهد شد و از درد و رنجی که به او رسیده، به جنون نزدیک خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.