ای دل غمگین به حال خویش حیرانی چرا؟
با همه جمعیت خاطر پریشانی چرا؟
ز انقلاب عرصه امکان هراسانی چرا؟
همچو بوتیمار سر اندر گریبانی چرا؟
غافلی کاین دردهای بیدوا درمان تست
ای گرامی امت مرحومه خیرالبشر
وی ز کتم خیر امه سر فراز دادگر
سوی تسلیم و رضای حق بنه برخاک سر
مشکلات دهر را آسان کن و بنما نظر
در «عسی ان تکرهوا شیئاً» که در قرآن توست
گرچه تاخیر اوفتاد عمر از تقاضای جهان
تا فتادی در کند فتنه آخر زمان
اینکه بینی منقلب گردید وضع کن فکان
«ان بعدالعسریسراً» را کند خاطرنشان
جسم گر کاهیده شد بهر حیات جان تست
در جهان هر وقعه معظم که افتد اتفاق
طعم راحت مردمان را تلخ سازد بر مذاق
جان کشد از الفت تن ناله هذا فراق
از فتور هر علامت در ظهور اشتیاق
تاکنون از صدر خلقت یک به یک برهان توست
پیشتر از خلقت آدم ز مزج ماء و طبن
کرد تبعید بنیجان ایزد از روی زمین
قصه طوفان به عهدٍ نوح شیخ المرسلین
دعوی نمرودی و طغیان فرعون لعین
قبل از ابراهیم و موسی شاهد اذعان توست
آن حوادثهای چرخ علوی و آن اضطراب
منع شیطان ز استراق سمع با تیغ شهاب
و آن علامتهای ارض سفلی و آن انقلاب
کاتفاق افتاد بعد از بعثت ختمی مآب
این اشارتها بشارات تو از حرمان تست
پس بنا بر این همه اخبار آثار متین
عقل قاطع را بود ظنی به نزدیکیقین
کانچه ظاهر گشته در ایران و روم و روس و چین
جمله آیات و علامت سماوات و زمین
موجب تسکین قلب و خاطر حیران توست
آنچه فرمود اهل عصمت جمله از راه صفا
در علامات ظهور نور ختم اوصیا
آشکارا گشت یک یک از خفا اندر ملا
ای جناب صاحب الامر از برای التجا
موسم تجدید عهد و بستن پیمان تُست
یا غیاب المستغیثین یا ملاذ المذنبین
یا ملاذ العابدین یابن هداه المهتدین
یا سلیل عتره الاطهار فخرالراشدین
ممتلی از فرط جور و ظلم شد روی زمین
وقت بسط عدل و عون و یاری و احسان توست
رفع ید فرموده ای ذوالید ذوالاقتدار
ملک خود را کرده در دست دشمن واگذار
اهرمنها گشته بر تخت سلیمان برقرار
جهد کن ای وارث ارث علی با ذوالفقار
عرصه گیتی مهیای تو و جولان تست
هرج و مرج بیحساب عالم امکان ببین
کشتی اسلام را در معرض طوفان ببین
شرع را بیرونق و بازیچه طفلان ببین
علم را کاسد متاع فضل در نقصان ببین
وقت ابراز جلال و جاه و عز و شان تُست
لشگر شیطان مسخر کرد دنیا را تمام
روز و شب دارد به تخریب شریعت اهتمام
سلب گردیده ز اهل علم فر و احترام
اکل و شرب اهل عالم جمله شد غصب و حرام
از پی اصلاح دنیا موسم دیوان توست
ای بنای موسوی را بانی از حکم خدا
در تزلزل بین ز زلزال فتن ارض و سما
بیم ویرانی است در ارکان ملک ماسوی
دهر را تجدید کن ای شبل شاه لافتی
چون همه ملک و ملک امروز در فرمان توست
ای نگهدار زمین وای قوام آسمان
دادخواهی کن برای دوستان از دشمنان
دوستان را همچو سبطی بین ذلیل قبطیان
پیشکش بننموده حاضر دوستان بهر تو جان
با همه ناقابلی گر قابل قربان تُوست
ای پناه بیپناهان امت فخر امم
شد سراپا پایمال زحمت و جور و رستم
ای تراب مقدمت فرق جهان از بیش و کم
از برای دادخواهی رنجه کن یک دم قدم
دست ما ای دستگیر خلق بر دامان تست
ای ولی حق به حق ایزد یکتا قسم
بر محمد شهسوار لیله الاسری قسم
بر امیرالمومنین اول امام ما قسم
سرورا شاها به حق حضرت زهرا قسم
جلوه فرما که دهر از شش جهت میدان تست
ای شهنشاه بلند افسر به حق مجتبی
حرمت خون حسین وجد تو زین العبا
حق جاه باقر و صادق به موسی و رضا
بر تقی و بر نقی و عسکری مقتدا
وقت یاری کردن دین نصرت ایمان تست
گردن ما شد ذلیل ذلت ذل و رقاب
کفر شد روپوش ایمان ون سحاب آفتاب
رخ ز ما ای آفتاب لطف و احسان بر متاب
سرگذشت ما اگر خواهی ز سربگذشت آب
کار ما محتاج لطف وجود بیپایان توست
اجنبی بنمود بر پا بیرق عدوان کج
قبله توحید را تثلیثیان کردند کج
مضطرب شد از چلیپا حرمت احرام حج
با معزالمسلمین افتح لنا باب الفرج
چاره این دردها در حیط امکان تست
زان جسارتها که در ملک خراسان کرد روس
بر مزار فائض الانوار شاه ارض طوس
گرچه نبود نقص یزدان جنگ نمرود عبوس
لیک ننمایی تلافی گر از آن قوم مجوس
در بر ظاهرپرستان مایه نقصان تست
زینهمه تالان و قتل و غارت و فسق و فجور
کاتفاق افتاد از این خلق مختالافخور
دادخواهی کن ز لطف ای مظهر ذات غفور
این بلای عام را بیرون کن از دارالسرور
تا سمند قدرت و شوکن به زیر ران توست
صدمه قحط و غلا پشت محبان را شکست
شستهاند از مال و جان خویشتن یکباره دست
فتنه یک مشت شیطان طنیت دنیاپرست
تار و پود رونق دنیا و دین از هم گسست
زن بهم این دوره را تا نوبت دوران توست
خسروا فعل بد ما گشته دامنگیر ما
زشتی اعمال کرد این آبها در شیر ما
خود بخود کردیم و بیحاصل بود تدبیر ما
عفو کن ای معدن عفو و عطا تقصیر ما
کن خیال اینکه جان ما بلا گردان تُست
یک طرف ناایمنی از چشم ما بربوده خواب
یک طرف بر روی ما سد گشته راه نان و آب
ای سلیل بوتراب ای زاده ختمی مآب
اینکه کاری نیست مار او ارهنی زین عذاب
ما سوی اندر سر خوان عطا مهمان توست
هر کجا باشد گلستانی به گلزار جهان
صدهزاران خار پای هر گلی دارد مکان
خار را از بهر گل جا میدهد در بوستان
آبیاری بهر گل از خارساز دباغیان
خسروا این خارها هم رونق بستان تست
از برای جلب نفع خویش جمعی بیادب
از خدا بیگانههای خود سر دنیاطلب
غرق اندر خون و مال خلق گشته روز و شب
این ریاست پیشگان را ای شه والانسب
درد سر بهر دم شمشیر سر افشان توست
میگذاری تابکی بهر اجابت دست پیش
کن خراب ارکان ظلم ظالمان کفر کیش
سینه ما را مکن زین بیشتر از غصه ریش
چشم ما بهر خدا روشن کن از دیدار خویش
دیدهها در انتظار طلعت تابان توست
نیست ما را غیر شرم و خجلت از جرم و گناه
تیره شد روز خفید جمله از روی سیاه
عفو عام خویش را نمای شاهد عذرخواه
جا به تخت جاه کن ای یوسف کنعان ز چاه
گرچه دنیا از وفور معصیت زندان توست
تا کی ای بثر معطل چندای قصر میشد
برکشد چون لوط خلقی از سیاه و از سفید
سوی تو فریاد «او آوی الی رکن شدید»
طول غیبت را به دل بر مطلع شمس امید
کن ز یاری چون زمان یاری یاران تست
دشمن بیدین به ما تا چند استهزا کند؟
خنده و سخریه ازلامذهبی بر ما کند؟
هستیت را ای مسیح خضر دم حاشا کند
موش کور انکار ضوء بیضه بر بیضا کند
وقت اعلان و صلاحی دعوت پنهان توست
قصه دجال را هستی اگر در انتظار
هرطرف دجالها گردیده ظاهر صدهزار
ای شه دجال کش دست یداللهی برآر
ناسزای جمله را یک یک گذاردی در کنار
چون سر هر سرکشی گوی خم چوگان تُوست
دشمنی چندان جهان با آل پیغمبر نمود
تا حسین جد تو را در کربلا بیسر نمود
چون به روی نعش او جا زینب مضطر نمود
تا مدینه رو به پیغمبر به چشم تر نمود
کاین تن غلطیده در خون گوهر غلطان تُست
یا رسول الله ای جد گرام تاجدار
از مدینه در زمین کربلا بنما گذار
روزی نقش نور عین خود به چشم اشکبار
این تن صدپاره مجروه بیدفن و مزار
جسم صد چاک حسین تشنه عریان است
لاله بستان زهرا سرو باغ بوتراب
بیکفن غلطان به خون عطشان لب دریای آب
زیر تیغ شمر بهر آب دارد اضطراب
کام خشکش را ز آبی ترکن از راه ثواب
این غریب آخر حسین بیکس عطشان توست
گوشوار عرش اندر فرش ماوا کرده است
خاک را از نور خود چون طور سینا کرده است
کربلا را طور انوار تجلی کرده است
این تنصدپاره کاندر این زمان جا کرده است
آفتاب چرخ عزت کوکب رخشان تست
بین سر بیچادر اهل عیال خویشتن
پیش چشم مردم نامحرم و هر انجمن
همچو نیلوفور بود نیلی ز سیلی از محن
روی گلگون سکینه ای رسول ذوالمنن
آخر این نورس مضطرب ویلان تُست
این سر ی کاندر سنان چون ماه نو تابان بود
بر سر نی همچو خورشید فلک درخشان بود
ورد یاقوت لب او خواندن قرآن بود
چشم او خیره به سوی خواهر و طفلان بود
زینب آغوش زهرا جان من جانان من
ای امام ابن الامام ابن الامام ابن الامام
رهنمای دین و دنیا مهدی والامقام
(صامت) اندر کهف عون نصرت لطف مدام
با جناب حاج میرزامهدی اندر صبح و شام
منتظر بهر بروز جاه جاویدان توست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ناامیدی و غم جامعه پرداخته و از خداوند و ولیّ حق مدد میطلبد. شاعر غم و دردهای بشر را توصیف میکند و به ناتوانی انسانها از برطرف کردن مشکلات اشاره میکند. او در عین حال به امید ظهور امام زمان (عج) میپردازد و آرزوی عدالت و اصلاح در دنیا را دارد. متن به وضعیت ناگوار و ظلمهای موجود در جوامع مختلف پرداخته و خواستار ظهور منجی و تغییر در شرایط است. شاعر به مسائل تاریخی و دینی اشاره کرده و از امامان معصوم به عنوان نور هدایت یاد میکند و خود را در انتظار فرج و ظهور امام زمان میداند. در نهایت، ندا به دعا و درخواست مساعدت برای رهایی از رنجها و برقراری عدالت میپردازد.
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، چرا در اندوه خود سرگردانی؟ با این که دور و برت پر از مردم است، چرا چنین نگران و پریشان هستی؟
هوش مصنوعی: چرا از تحولات و تغییرات جهان میترسی؟ مثل مار آبی که سرش را در درون آغوشی پنهان کرده، چرا اینگونه احساس نگرانی میکنی؟
هوش مصنوعی: بیخبر هستی که این دردهای بیپایان، خود درمانی برای تو محسوب میشوند.
هوش مصنوعی: ای عزیز امت پیامبر بزرگ، او از بهترین مخلوقات خداوند و برترین سرپرست است.
هوش مصنوعی: به سوی تسلیم و رضایت خدا برو و در برابر مشکلات زندگی، سر خود را روی زمین بگذار. این کار به تو کمک میکند تا آن مشکلات را آسانتر بپذیری و دیدگاه جدیدی در این زمینه پیدا کنی.
هوش مصنوعی: شاید چیزی را که دوست ندارید، در حقیقت برایتان خیر باشد و خوب باشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زندگی و عمر انسان تحت تاثیر خواستههای دنیا قرار گرفته، در نهایت به سوی فتنۀ آخرالزمان کشیده میشود.
هوش مصنوعی: اینکه میبینی اوضاع چگونه تغییر کرده است، به خاطر داشته باش که بعد از هر سختی، آسانی نیز خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر جسم ضعیف و کوچک شود، این را برای حیات جان تو میدان.
هوش مصنوعی: هر بار که حادثهای بزرگ در جهان رخ میدهد، طعم خوشی و راحتی زندگی مردم را تلخ میکند.
هوش مصنوعی: دل از عشق مینالد و گوید این جدایی سخت است، زیرا هر نشانهای از بیحوصلگی در آرزوی وصال، نمایان است.
هوش مصنوعی: تا به حال، در طول تاریخ آفرینش، همه چیز نشانهای از وجود تو بوده است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آدم خلق شود، خداوند انسانها را از خاک و آب ساخته و سپس آنان را از زمین دور کرده است.
هوش مصنوعی: داستان طوفان در زمان نوح، پیامبر بزرگ، و دعوای نمرود و سرکشی فرعون شرور.
هوش مصنوعی: پیش از آمدن ابراهیم و موسی، تو گواهی بر اذعان و ایمان خداوندی هستی.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف وقایعی اشاره دارد که در عالم وجود رخ میدهد و همچنین به ناآرامیها و قید و بندهایی که شیطان را از گوش دادن به اطلاعاتی که به دست میآورد، بازمیدارد. این وقایع و محدودیتها با وجود قدرت و تأثیری که دارند، شبیه تیغی تیز و برنده هستند که سرنوشتها را تحت تأثیر قرار میدهند.
هوش مصنوعی: این بیت به وقوع تغییرات و نشانههایی در زمین اشاره دارد که پس از بعثت پیامبر خاتم رخ داد. به نوعی، این تغییرات و وقایع به تأثیرات معنوی و تاریخی این رویداد مهم مرتبط هستند.
هوش مصنوعی: این نشانهها خبر از امیدواری تو در غم و دلتنگیات میدهد.
هوش مصنوعی: بنابراین با توجه به تمام نشانهها و خبرها، عقل محکم و قاطع به یقین نزدیک است و فقط به ظن و گمان نمیرسد.
هوش مصنوعی: هرچه در ایران، روم، روس و چین مشاهده میشود، همه نشانهها و آیات آسمان و زمین هستند.
هوش مصنوعی: این باعث آرامش قلب و ذهن نگران تو میشود.
هوش مصنوعی: آنچه رهبران معصوم بیان کردهاند، همه از مسیر پاکی و صداقت در نشانههای ظهور نورانی آخرین جانشینان هستند.
هوش مصنوعی: آشکار شد هر یک از رازها در جمع، ای جناب صاحب الامر، به خاطر درخواست و خواهش.
هوش مصنوعی: زمانی است برای نو کردن پیمان و تعهدات که تو باید آن را آغاز کنی.
هوش مصنوعی: ای آرامشدهنده فریادزنان، ای پناهگاه گناهکاران، ای پناهگاه عبادتکنندگان، ای فرزند استراداران و هدایتیافتگان.
هوش مصنوعی: ای لشکر فرزندان پاک و معصوم، که فخر رهبران درستکار هستید، زمین به خاطر ظلم و ستم به شدت پر شده است.
هوش مصنوعی: زمانی است که عدالت، کمک، حمایت و نیکی شما به اوج خود رسیده است.
هوش مصنوعی: برای توجیه اقتدار و قدرت خود، وظیفهات این است که دست از ملک و سرزمینت برداری و آن را به دشمن بسپاری.
هوش مصنوعی: شیطانها بر تخت سلیمان نشستهاند، تو ای وارث علی، با ذوالفقار تلاش کن.
هوش مصنوعی: جهان برای تو آماده است و محل فعالیت و جنب و جوش توست.
هوش مصنوعی: در دنیای پرآشوب و بینظمی که وجود دارد، نگاهی به وضعیت اسلام بینداز که در حال مواجهه با طوفانی بزرگ است.
هوش مصنوعی: به حال دین و شریعت نگاهی بینداز که بیرمق و بیاعتبار گشته است و مانند بازیچهای برای کودکان به نظر میرسد. همچنین علم را ببین که رونق و اعتبار سابق خود را از دست داده و برتری و فضیلت آن کاهش یافته است.
هوش مصنوعی: زمانی که باید شجاعت و بزرگی و مقام و احترام خود را نشان دهی، همین حالا است.
هوش مصنوعی: شیطان تمام روز و شب تلاش میکند تا دین و ارزشها را تخریب کند و بر جهان تسلط یافته است.
هوش مصنوعی: احترام و ارزش دانایی از اهل علم گرفته شده و در نتیجه، خوردن و نوشیدن برای افراد عالم به امری غیرقانونی و ناپسند تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: این دنیا نیاز به اصلاح و بهبود دارد و زمان آن فرا رسیده است که دست به کار شویم و تغییرات لازم را ایجاد کنیم.
هوش مصنوعی: ای بنا و ساختار موسوی، تو را خداوند به وجود آورده است و در برابر زلزلهها و فتنهها در زمین و آسمان، استوار و محفوظ نگه داشته است.
هوش مصنوعی: در کشور ما خطر خرابی و نابودی وجود دارد، پس ای پسر شاه، تلاش کن تا آنچه در دهر هست را تازه و از نو بسازی.
هوش مصنوعی: از آنجایی که امروز تمام جهان و ممالک تحت فرمان تو است، قدرت و تسلط تو بر آنها نمایان است.
هوش مصنوعی: ای نگهبان زمین و بسط دهنده آسمان، برای دوستان خود از دشمنان درخواست کمک کن.
هوش مصنوعی: دوستان را مثل فرزندان یعقوب، پیش قبطیان ذلیل کردهام، تا به خاطر تو آماده فدا کردن جان خود باشند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من ویژگیهای چندانی ندارم، اما اگر قربانی تو باشم، ارزشمند است.
هوش مصنوعی: ای پناه بیپناهان، تو باعث افتخار تمام ملتها هستی، اما در عین حال، زیر فشار سختیها و ستمها قرار گرفتهای.
هوش مصنوعی: ای خاکی که برای تو فرق بین خوبی و بدی وجود دارد، برای دادخواهی و کمک به من، فقط یک لحظه زحمت بکش و قدمی به جلو بگذار.
هوش مصنوعی: دست ما، ای کسی که به مردم کمک میکنی، بر روی دامان توست.
هوش مصنوعی: ای ولی حق، به حق خداوند یکتا سوگند که به محمد، پیشوای بزرگ شب معراج سوگند میخورم.
هوش مصنوعی: به امیرالمومنین، اولین امام ما سوگند یاد میکنم، ای سرور شاهان، به حق حضرت زهرا سوگند میخورم.
هوش مصنوعی: بروز و ظهور کن که روزگار در هر سمت و سویی تحت تاثیر توست.
هوش مصنوعی: ای سلطان بزرگ و با شکوه، به حق حضرت مجتبی (علیه السلام)، حرمت و احترام خون امام حسین (علیه السلام) باعث شادی و شادابی تو میشود.
هوش مصنوعی: به جایگاه و منزلت بزرگانی همچون باقر و صادق نسبت به موسی و رضا، و همچنین امامان تقی، نقی و عسکری اشاره دارد. این افراد در دین و علم، الگو و راهنمای دیگران هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که به یاری دین و حمایت از ایمان نیاز است، تو باید آمادهی کمک و حمایت باشی.
هوش مصنوعی: گردن ما به خاطر ذلت و بیارزشی خم شده و به کفر در آمده است. در این میان، ایمان ما در پوشش آن دیده نمیشود و مانند ابرهای تیرهای است که نور آفتاب را میپوشاند.
هوش مصنوعی: ای خورشید مهربانی و رحمت، از ما روی برگردان نکن. اگر میخواهی داستان زندگی ما را بدانی، از بلایی که بر ما گذشته، عبور کن.
هوش مصنوعی: کارهای ما به رحمت و محبت بیپایان تو نیاز دارد.
هوش مصنوعی: یک بیگانه پرچم ظلم را برافراشت و کسانی که به تثلیث ایمان دارند، قبله توحید را به انحراف کشیدند.
هوش مصنوعی: این جمله به وضعیت نگرانی و اضطراب اشاره دارد که به خاطر حرمت و قداستی که برای احرام حج وجود دارد، ایجاد میشود. درخواست باز شدن دروازهای برای گشایش و آرامش، به نوعی امید به حل مشکلات و فرا رسیدن روزهای بهتری است.
هوش مصنوعی: راه حل این دردها در محدوده قابلیتهای توست.
هوش مصنوعی: روسها با جسارتهایی که در سرزمین خراسان انجام دادند، بر مزار فائض الانوار، که در زمین طوس واقع شده، حضور یافتند.
هوش مصنوعی: اگرچه خداوند هیچ نقصی ندارد و جنگ نمرود با ابراز خشونت و کینه صورت گرفت، اما نباید تلافی کرد اگر از آن گروه کافر یاد شود.
هوش مصنوعی: ظاهرپرستان به کسانی اشاره دارند که به ظواهر و نمای بیرونی اهمیت میدهند و به عمق و واقعیت چیزها توجه نمیکنند. این جمله میگوید که در میان این گونه افراد، وجود تو باعث ضعف و نقصان است. به عبارتی دیگر، حضور و شخصیت تو با ویژگیهای واقعیات در تضاد است و ممکن است باعث نادیدهگرفته شدن ارزشهای درونیات شود.
هوش مصنوعی: از همه این کشتارها و دزدیها و فساد و فحشا چه اتفاقی برای این مردم نامعقول و پرخور افتاده است؟
هوش مصنوعی: ای مظهر رحمت و بخشش، از تو میخواهم که این بلا و مشکل عمومی را از سرزمین شادی و آرامش ما دور کنی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که قدرت و توان تو برتر از همه است، هیچ چیز نمیتواند مانع حرکت تو شود.
هوش مصنوعی: در اثر قحطی و کمبود، محبان دچار آسیب و تنگدستی شدند و ناگهان تمام دارایی و جان خود را از دست دادند.
هوش مصنوعی: فتنه، گروهی از شیطانها که به عشق دنیا هستند، باعث برهم خوردن نظم و رونق زندگی دنیوی و دینی شدند.
هوش مصنوعی: زن به من گفت: این دوران را تا زمانی که نوبت تو برسد، تحمل کن.
هوش مصنوعی: اعمال ناپسند ما باعث شده که در زندگیمان مشکلاتی ایجاد شود. کارهای زشت ما همچون سایهای بر روی خوبیها و خوشیهایمان تأثیر منفی گذاشته و آنها را تحتالشعاع قرار داده است.
هوش مصنوعی: ما به طور خودآگاه اقداماتی انجام دادیم که نتیجهای نداشت. ای منبع بخشش و عطا، از خطاهایمان بگذر.
هوش مصنوعی: به این فکر کن که جان ما به دور تو میچرخد و تو محور زندگیمان هستی.
هوش مصنوعی: در یک سو، خطر و ناامنی چنان ما را در خواب و غفلت فرو برده که نمیتوانیم آن را ببینیم و در سوی دیگر، بر زندگی ما مانعهایی ایجاد شده است که دسترسی به نان و آب را دشوار کرده است.
هوش مصنوعی: ای سلیل (پسری) از نسل بوتراب و فرزند ختمی مآب (پیامبر)، بدان که این کار از داغ و عذاب تو چیزی نخواهد کاست.
هوش مصنوعی: هر چیز دیگری که در ذهن تو میگذرد، مهمان سفرهی بخشش توست.
هوش مصنوعی: هرجا که بخواهید از زیباییهای زندگی و دنیای دلانگیز بگویید، بدانید که در کنار هر زیبایی، مشکلات و سختیهایی هم وجود دارد. به عبارتی، در کنار هر گل زیبایی که میبینیم، خارهایی هم هست که در زیر آن قرار دارند.
هوش مصنوعی: خار را برای گل در بوستان جا میدهند و باغبانان به خاطر گل، به خار رسیدگی میکنند.
هوش مصنوعی: این خارها هم جزئی از زیبایی و سرزندگی باغ تو هستند.
هوش مصنوعی: به خاطر دستیابی به منافع شخصی، گروهی بیخود و بیادب که دور از خدا هستند، فقط به دنبال کسب دنیا و مال و مقاماند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنا است که افرادی که در مقام قدرت و ریاست قرار دارند، شب و روز در حال بهرهکشی از آدمیان و غرق در خون و ثروت مردم هستند. خطاب به شاه، اشاره میشود که این وضعیت نابهنجار ناشی از اعمال آنهاست و به نظر میرسد که باید توجه بیشتری به این موضوع داشته باشد.
هوش مصنوعی: درد و مشکلاتی که به آن دچار میشوم، به خاطر شجاعت و قدرت توست.
هوش مصنوعی: به مدت زمان مشخصی صبر میکنی تا به درخواستهایت پاسخ داده شود. اگر نتوانی به نتیجه برسی، به یاد بیاور که در برابر ظالمین و کافران با ناپایدار بودن و فروپاشی مواجه هستی.
هوش مصنوعی: دل ما را بیشتر از این با غصه نرنجان. خواهش میکنم به خاطر خودت، چشمان ما را با دیدن خودت روشن کن.
هوش مصنوعی: چشمها با اشتیاق منتظر درخشش و زیبایی تو هستند.
هوش مصنوعی: ما تنها از شرم و خجالت به خاطر گناهانمان رنج میبریم و همه روزها به خاطر چهرهی سیاهمان تیره و تار شده است.
هوش مصنوعی: ای یوسف کنعان، حالا که به مقام و جایگاه خود رسیدهای، به خاطر گذشتهات بخشش عمومی را نشان بده و به عذرخواهیها پاسخ مثبت بده. بر خویش و دیگران رحمت کن و از چاه تاریکی به تخت قدرت صعود کن.
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا پر از گناهان و معاصی است، اما تو در این زندان گرفتار شدهای.
هوش مصنوعی: چرا تو ای درخت، مدت زیادی معطل میشوی؟ چرا مانند لوط، به خاطر نیکی و بدی انسانها از این قصر بالا نمیروی و آن را رها نمیکنی؟
هوش مصنوعی: به سمت تو فریاد میزنم که به دامن حمایتی پرچم بزرگی پناه بیاورم. طولانیمدت شدن دوری تو، دل را به روشنایی امیدی که مانند خورشید است، میکشاند.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که دوست و یار در کنار تو هستند، باید از آنان بهرهبرداری کنی و از همراهیشان استفاده نمایی.
هوش مصنوعی: دشمنان بیدین تا چه زمانی میتوانند ما را مورد تمسخر و خنده قرار دهند؟
هوش مصنوعی: وجود تو ای مسیح، خضر، و دم حاشا، مانند موش کور نمیتواند نور سفید را انکار کند و بر تخم سفید قیاس کند.
هوش مصنوعی: زمانی که نیاز به اعلام و صلح است، دعوت تو باید به طور پنهانی انجام شود.
هوش مصنوعی: اگر در انتظار ظهور دجال هستی، باید بدانی که اکنون مانند دجالها در هر طرف میتوانی آنها را ببینی که به شکلهای مختلف و با تعداد بسیار زیاد در اطرافت ظاهر شدهاند.
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که مظهر قدرتی، دست خداوندی را بر سر خود بلند کن و نیک و بدها را یکی یکی در جای خود بگذار.
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد سرکشی و نافرمانی کند، در نهایت در معرض قدرت و تسلط تو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دشمنان به قدری نسبت به خانواده پیامبر دشمنی کردند که در کربلا، حسین، نوه او را به قتل رساندند و از او سر بریدند.
هوش مصنوعی: زمانی که زینب به جسد او نگاه کرد، به شدت متاثر و ناراحت شد و تصمیم گرفت به مدینه برود تا به پیامبر (ص) خبر بدهد و این احساس درد و غم را با چشمانی پر از اشک نشان دهد.
هوش مصنوعی: این تن که در خون غلتیده است، در حقیقت جوهر و ارزش تو را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، ای جد عزیز و crowned، از مدینه به زمین کربلا وارد شو.
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که نور حقیقت خود را بر چهرهی این بدن ستمدیده و زخمخورده، که بیدفن و بیمزار است، خواهد تابید.
هوش مصنوعی: بدن پاره پاره حسین در حالتی تشنه و عریان قرار دارد.
هوش مصنوعی: لالهای در باغ ظهری، مانند سرو در باغ بوتراب، در خون خود غلت میزند و در کنار دریا، تشنه است.
هوش مصنوعی: شمر برای آب به شدت نگران است و به خاطر خشکی دندانهایش، آرزو دارد که از راه نیکوکاری آب را به دست آورد.
هوش مصنوعی: این شخص بیکس و غریب که در آخرین لحظات زندگیاش قرار دارد، تشنه و در جستجوی آب است.
هوش مصنوعی: گوشوارهای که در آسمان (عرش) وجود دارد، به زمین (فرش) آمده و خاک را با نوری که دارد، مانند کوهطور سینا، نورانی کرده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا، کربلا به گونهای نورانی و مقدس جلوهگر شده که این جسم پارهپاره نیز در این مکان به جایگاهی ویژه دست یافته است.
هوش مصنوعی: خورشید پرتو نور و بزرگی تو است، که همچون ستارهای درخشان در آسمان میدرخشی.
هوش مصنوعی: در کنار دیگران، شخصی که همسر و خانوادهاش را به خوبی تحت پوشش قرار نداده، در برابر چشم مردم به نمایش گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: مانند نیلوفر آبی که از آب گلآلود بیرون آمده، با سر و رویی زیبا و خونگرم، سکینهای دارد که بخشنده و مهربان است.
هوش مصنوعی: در نهایت، این روشنایی ناپایدار و بیثباتی که به آن دچار شدهای، به خودش برمیگردد.
هوش مصنوعی: این سر که بر نیزه بود، مانند ماه نو میدرخشید و بر سر نیزه، مانند خورشید آسمان روشن و تابناک بود.
هوش مصنوعی: لبان او همچون یاقوت میدرخشید و مانند قرآنی زیبا، کلمات دلنشینی از آن خارج میشد. چشمانش به سوی خواهر و کودکانش خیره مانده بود.
هوش مصنوعی: زینب، تو در آغوش مادر زهرا هستی، تو جان من و محبوب من هستی.
هوش مصنوعی: ای امام فرزند امام و نوه امام، راهنمای دین و دنیا، مهدی بزرگوار.
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، همواره در کنار حاج میرزامهدی، یاری و محبت مستمر وجود دارد، شب و روز.
هوش مصنوعی: در انتظار است که روزی مقام و عظمت ابدی تو فرا برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.