عامی است و خالی از جنونی نیست اوقات به قصابی میگذراند این مطلع و بیت از اوست :
گاهی مرا درون دلی گه بدیده ای
از دیده و دلم چه شنیدی چه دیده ای
مدی کشیدی از الف تیغ بر سرم
بر سر مرا تو دولت سرمد کشیده ای
گویند وی شعری در مدح بزرگی راستی نام گفته بود وصله فرا خور خود نگرفته در این باب میگوید :
جنیا، از راستی چیزی تمنا کرده ای
راستی را خوش حریف چرب پیدا کرده ای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مطلع
هوش مصنوعی: او فردی معمولی است و در او جنون و دیوانگی وجود ندارد. او بیشتر اوقات خود را به کار در یک قصابی میگذرانَد.
هوش مصنوعی: گاهی در دل کسی هستم که تو نیز او را دیدهای. از دیدگان و دل من چه خبر داری؟ چه چیزی از احساسم را متوجه شدهای؟
هوش مصنوعی: تو با مهارت و زیبایی خاصی، محبت و لطفی بر من نازل کردهای که به من امید و زندگی بخشیده است. این لطف تو همچون تیغی بر سر من است که بسیار تاثیرگذار و سرنوشتساز است.
هوش مصنوعی: میگویند او شعری در ستایش عظمت حقیقت سروده است که به موضوع مورد بحث ارتباطی ندارد. در این زمینه او چنین میگوید:
هوش مصنوعی: ای جنیا، تو از حقیقت خواستهای و در این مسیر دوستانی با نیت خوب برای خود پیدا کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.