از جمله مدرسان شهر کاشان است و در طالبعلمی بقدر کوشیده گاهی که شورش عشق بتان در کانون دل او سودا زدی چون ماهی که در تابه افتد بریان با دیده گریان سر و پای برهنه میگردید و گاهی که سلطان عشق دست تصرف از شهرستان دل او کوتاه میکرد در کنج انزوا نشسته بفکر شعر اشتغال مینمود و بواسطه تحیر در عشق یا حیرت اندر افعال خود. حیرانی تخلص میکرد این مطلع از اوست :
ای زده شمع رخت بر من گریان آتش
دارم از جور تو بر دل غم و برجان آتش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مطلع
هوش مصنوعی: او یکی از معلمان شهر کاشان است و در آموزش دادن به دانشآموزان بسیار تلاش کرده است. زمانی که شور و شوق عشق در دلش شعلهور میشود، مانند ماهی که در تابه سرخ میشود، با چشمانی اشکبار و پای برهنه به دنبال عشق میگردد. و زمانی که معشوق دستش را از دلش کوتاه میکند و او را به تنهایی میکشاند، در گوشهای نشسته و به فکر شعر و اندیشههای خودش میپردازد و به خاطر سردرگمی در عشق، نام «حیرانی» را برای خود انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که شمع زیباییات بر دل من میتابد، من به خاطر سختیها و غمهایی که از تو دارم، آتش در دل و جانم دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.