سام میرزا صفوی » تذکرهٔ تحفهٔ سامی » صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا » ۴۴۰- مولانا زندی بغدادی مردی بی تعین و هرزه گرد بود و گاهی بگفتن شعر زبان میگشود، این مطلع از اوست : کو طبیبی که دوای دل زارم سازد درد دل بشنود و چاره ی کارم سازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مطلع
هوش مصنوعی: مردی بدون هدف و بیقرار بود و گاهی شعر میخواند. این جمله آغازین شعر اوست:
هوش مصنوعی: کسی را میخواهم که بتواند به درد دلم رسیدگی کند، او که بتواند به حرفهایم گوش کند و راهحلی برای مشکلاتم پیدا کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.