چند سال سلطنت شهر لار تعلق بدو داشت، پادشاهی خوش طبع کامگار، و سروری شجاع و چابک سوار بود، در کمانداری و شکار اندازی روح بهرام گور از او منفعل، و در استعمال نیزه و شمشیر صد چون گیو و پشنگ از وی خجل نسب او بگرگین میلاد میرسد و حالا قریب بسه هزار سال میرسد که این دولت در در خاندان ایشان مانده، در شهور سنه اثنی و خمسین و تسعمایه بدست یکی از مجهولین بزخم کارد کشته شد این مطلع از جمله اشعار از اوست.
کهن شد قصه مجنون حدیث درد من بشنو
بهر افسانه عمر خود مکن ضایع سخن بشنو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
مطلع
هوش مصنوعی: چند سال سلطنت شهر لار به یکی از پادشاهان با ذوق و موفق تعلق داشت. او پادشاهی شجاع و ماهر در سوارکاری بود و در تیراندازی و شکار به مانند بهرام گور شناخته میشد. در استفاده از نیزه و شمشیر، او به اندازه گیو و پشنگ مهارت داشت. نسب او به گرگین میلاد میرسید و اکنون تقریبا سه هزار سال است که این دولت در خاندان او باقی مانده است. در سال 359 هجری، او به دست یکی از افراد ناشناخته با کارد کشته شد. این مطلع از اشعار اوست.
هوش مصنوعی: داستان مجنون قدیمی شده است، اما درد من را بشنو. برای قصه عمرت، حرفهای بیفایده را از دست نده و به این سخنان توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.