گنجور

 
سلمان ساوجی
 

شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست

زانها که در سواد دل و دفتر آمده است

شاها بیان حال مفصل نمی‌کنم

درد مفاصل است که گردم برآمدست

از درد جامه‌ای که به زانو همی رسد

زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست

درد دل و جفای جهانم نبود بس

کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست

حالم ز من مپرس که بهر عرض حال

برخاسته است درد و به زانو درآمدست

این بوده است مانع اگر زانکه چند روز

سلمان به آستان شما کمتر آمدست

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.