گنجور

 
سلمان ساوجی
 

همرنگ رویش در چمن، گل یاسمن گردید می

دایم به بویش چون صبا، گرد چمن گردید می

این گل به دامن چیدنم، باشد ز شوق عارضت

کو خاری از باغ تو تا دامن ز گل در چیدمی

در حلقه سودای او، مردی به گردی می‌رود

من نیز سودا می‌کنم، باری بدان ار رندمی

هر کس شناعت می‌کند، بر من که نشنیدی سخن

گر من سخن بشنید می، چندین سخن نشنیدمی

چون او نمی‌آید شبی، بر سر به پرسیدن مرا

ای کاشکی خواب آمدی، تا من به خوابش دیدمی

لب بر لب من می‌نهد، چون نی دم من می‌دهد

گردم ندادی هر دمم، چندین چرا نالید می

بوسیدن جام لبش، گر نیست روزی کاشکی

چون جرعه افتادی که من خاک درش بوسیدمی

سودای پنهانم قلم، کرد آشکارات چون کنم؟

ای کاش مقدورم شدی، کاتش به نی پوشیدمی

سلمان خیال روی او چون نامه‌ای دان در درون

گر نیستی در خویشتن چندین چرا پیچیدمی؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ نوشته:

این گل به دامن چیدمی، باشد زشوق عارضت---
لب بر لب من می نهد ،چون نی دم من میدمد----
سودای پنهانم قلم، کرد آشکارا چون کنم---
گر دم ندادی هر دمم، چندین چرا نالیدمی---
درست است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.