گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۳

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عارفا لعل لبش می می‌دهد هشیار باش

چشم مستش رهزن خواب است هان! بیدار باش

گر به دین عشق او اقرار داری، عشق او

منکر عقل است و دین، از عقل و دین بیزار مباش

عیسی لطفش دوا می‌بخشد و جان می‌دهد

گر تو داری این هوس گه مرده گه بیمار باش



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje awal(arefa)1
mesraje sowom(garba aqlodinekhod)2

پاسخ: با تشکر، مورد اول تصحیح شد. مورد دوم صحیح به نظر می‌رسد. چرا باید تغییر کند؟

👆☹

Mehrdad نوشته:

منکر عقل است و دین، از عقل و دین بیزار مباش

salam dar inja bidaar baash sahihe aste.

👆☹

Mehrdad نوشته:

ozre mikhaam bidaar na bizaar baash.

👆☹

سید محسن نوشته:

منکر عقل واست و دین از عقل و دین بیزار باش—-درست است در دو بیت دیگر هم (باش) آمده .
منظور شاید این باشد که عقل و دین ترا از عشق باز میدارد اگر عاشقی از این دو بیزار باش

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی