گنجور

 
سلمان ساوجی
 

نمی‌دانم که نی چون من چرا بسیار می‌نالد؟

دمادم می‌زند یارش، ز دست یار می‌نالد

نشسته بر ره با دست و بادش می‌زند هر دم

از آن رو زرد و بیمارست و چون بیمار می‌نالد

دمیدندش دمی در تن از آنرو روح می‌بخشد

بریدندش زیار خود، از آنرو زار می‌نالد

ز بیماری چنانش تن نحیف و زار می‌بینم

که بر هر جا که انگشتش نهی صد بار می‌نالد

دمی بسیار دادندش، شکایت می‌کند زان دم

جگر سوراخ کردندش، از آن آزار می‌نالد

مگر در گوش او رمزی، ز راز عشق می‌آید

دلش طاقت نمی‌آرد، ازین گفتار می‌نالد

نفس با عود زن کز یار می‌سوزد نمی‌گرید

مزن بادی که از هر باد نی چون یار می‌نالد

منال از یار خود سلمان که تشنیع است بر بلبل

اگر در راه عشق گل ز زخم خار می‌نالد

دمی بر نی بزن نی زن، که دردی هست همراهش

اگر دردی ندارد نی چرا بسیار می‌نالد؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.