شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
که چو حال من و چون زلف تو سنبل آشفت
دوش کردی چو به آهم تو تبسم گفتم
مژده ایدل که بباد سحری غنچه شگفت
باختم جان بتو ای ابروز جانان و هنوز
می ندانم که تو را طاق بخوانم یا جفت
بهر من گفت کسی قصهٔ فرهاد و مرا
نرود تا ابد از یاد ز بس شیرین گفت
چیست خاک در میخانه که هر اهل نظر
بروی از اشک روان آب زد و از مژه رفت
سخن پیر خرابات به جان میارزد
لیک حرف من و زاهد همه میباشد مفت
چشم بیمار بتان دید صغیر و از غم
گشت بیمار بدانحال که در بستر خفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف حالتی عاشقانه و دلتنگی است. شاعر به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که حال آنقدر عاشقانه و آشفته است که نمیداند چگونه از معشوق نام ببرد. او از آرزوی دیدن معشوق و تبسمی که در آغوش دلدادهاش به او پیشکش شده، سخن میگوید. شاعر به یاد قصه فرهاد و شیرینی آن اشاره میکند و مینویسد که این داستان هرگز از یادش نمیرود. او میپرسد که آیا خاک میخانه برای اهل نظر چه ارزشی دارد و به سخن پیر خرابات ارج مینهد، چون آن را ارزشمندتر از حرفهای زاهد میداند. در پایان، شاعر از غم عشق و حال بیمارگونه خود میگوید که به خاطر محبت معشوق به این حال دچارش شده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حال و روز او به شدت تحت تأثیر زلف و زیبایی معشوقش است. زیبایی معشوق مانند گلی در باغ است که حال و هوای او را فراتر میبرد و آشفتهاش میکند. در واقع، عشق و زیبایی این دو گانه باعث ایجاد احساسی عمیق و گیرا در دل شاعر شده است.
هوش مصنوعی: دیشب زمانی که آهی کشیدم و تو لبخند زدی، به دل خبر خوشی را دادم که در بادی لطیف، غنچهای شگفتانگیز شکوفا شده است.
هوش مصنوعی: باختم جانم را به تو ای زیبای محبوب و هنوز نمیدانم که تو را با چه نامی صدا بزنم؛ آیا باید عاشقانه از تو بگویم یا به عنوان همسرم خطاب کنم؟
هوش مصنوعی: کسی دربارهٔ داستان فرهاد برای من سخن گفت و آنچنان شیرین و دلنشین بیان کرد که هرگز از یادم نرود.
هوش مصنوعی: در میخانه، چقدر چیزها برای اهل اندیشه وجود دارد که با دیدن آنها، اشکشان به طور مداوم سرازیر میشود و از چشمانشان میریزد.
هوش مصنوعی: سخن کهنهی کسی که در دنیا هنجارشکن است، ارزش زیادی دارد، اما حرف من و زاهد تنها بیهوده و بیفایده است.
هوش مصنوعی: چشم بیمار زیباییها را به صورت فرزندان کوچک میبیند و از درد و غم، به حالتی ناراحت و بیمارگونه دراز کشیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.