گنجور

 
صغیر اصفهانی

علی است بهر بجا بودن جهان باعث

بقای جسم ندارد به غیر جان باعث

گر او نبد نه زمین بد نه آسمان آری

وجود اوست بر ایجاد این و آن باعث

بحق عشق قسم نیست غیر عشق علی

برای گردش گردنده آسمان باعث

عداوتش نبود جز که بر جحیم سبب

محبتش نبود جز که بر جنان باعث

به غیر دوستیش نیست رستگاران را

به رستگاری و آزادی و‌ امان باعث

مبند لب ز ثنایش صغیر زانکه ترا

ثنای او شده بر نطق و بر بیان باعث

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعیدا

به بستن کمرش نیست آن میان باعث

که فکر ما شده چون موی در میان باعث

هر آن که هر چه به ما کرده از تو دانستیم

چرا که غیر تو کس نیست در میان باعث

اثر به نالهٔ چنگ از قد خمیده اوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه