خالت بتا به عارض نیکو
باشد حدیث آتش و هندو
چشم و خط تو در نظر آید
یا در چمن همی چمد آهو
در حیرتم ز زلف تو بر رخ
کافر کجا و روضه مینو
خونریخت بسکه چشم تو شد حک
از لوح دهر نام هلاکو
جسمت ز جان لطیفتر اما
باشد دل تو سختتر از رو
ما را کشی تو شوخ ولی کی
جان ارزدت بزحمت بازو
در قتل ما به تیغ چه حاجت
بس باشدت اشارت ابرو
عطار دکه بندد هرگه
افشان کنی بشانه تو گیسو
گیتی بود معطر خیزد
این بو تو را ز غالیه مو
یا از قدوم زاده نرجس
اینسان هوا شده است سمن بو
شاهی کز او به نیمه شعبان
طالع چو بدر شد رخ نیکو
خورشید بر بخاک قدومش
سائید بهر کسب ضیا رو
ای عهدهدار شخص شریفت
یکتا به نظم گنبد نه تو
مقصود عارفان تو ز یا حق
منظور سالکان تو ز یا هو
روی تو سوی خالق و باشد
سوی تو روی خلق ز هر سو
بیضا به نزد روی تو ذره
گردون بپیش پای تو چون گو
الحق زند ز رفعت پایه
با عرش آستان تو پهلو
دادن به کعبه نسبت کویت
سنگ کمی بود به ترازو
ای آفتاب چهره عیان کن
خفاش چند گرم تکاپو
تا کی زنند منتظرانت
چون فاخته ز هجر تو کوکو
باز آ و ساز چنگل شاهین
از عدل آشیانهٔ تیهو
باز آ که مدعی رود از خود
رسواست پیش معجزه جادو
ختم سخن توئی به میان آی
تا چند این غریو و هیاهو
دست حق است دست تو دارد
با دست حق که طاقت نیرو
باز آی و ساز جاری و ساری
جوها ز خون خصم جفا جو
افتاده دین ز رونق باز آ
باز آر آب رفته در این جو
عاجز بود ز وصف جلالت
نطق بلیغ و طبع سخنگو
شاها صغیر عبد کمینت
نبود مگر به مهر تواش خو
دارد امید آنکه بزودی
بیند رخ تو چشم تر او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف محبوب و ویژگیهای او میپردازد. شاعر از زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب میگوید و به رنگ و لعاب صورت او، زلفهایش و تأثیر عمیق او بر دل و جان خود اشاره میکند. همچنین، او از حیرتش در مقابل محبوب و اینکه چطور زیبایی او میتواند تمام موجودات را تحت تأثیر قرار دهد، سخن میگوید. شاعر به ارتباط میان محبوب و خداوند اشاره کرده و او را کانون عشق و امید میداند. در نهایت، شاعر با اشاره به انتظار و longing برای دیدار محبوب، از او میخواهد که بازگردد و رونق و زندگی دوبارهای به جامعه و دین ببخشد.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات داستانی آتشین و جذاب مثل قصههای هندوها را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: چشم و نگاه تو یا در چمن، مانند آهو، در نظر میآید.
هوش مصنوعی: من از زلف تو حیرانم، در حالی که چهرهات بیاعتنا و کافرانه به نظر میرسد، و بهشت را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: چشم تو آنقدر اشک و اندوه جاری کرده که نام هلاکو بر صفحه روزگار نقش بسته است.
هوش مصنوعی: بدن تو از جان نرمتر است، اما دل تو از ظاهر سختتر است.
هوش مصنوعی: اگر تو ما را به شوخی بکشید، اما آیا جان انسان ارزش زحمت بازو را دارد؟
هوش مصنوعی: در کشتن ما، نیازی به سلاح نیست؛ فقط یک اشاره با ابرو کافی است.
هوش مصنوعی: هر بار که عطار دکانش را میبندد، تو باید گیسوانت را با شانهات آشفته کنی.
هوش مصنوعی: دنیا به عطر خوشی آراسته است و این رایحه ناشی از زیبایی و لطافت موهای توست.
هوش مصنوعی: گویی بهواسطهی آمدن ابن نرجس، اینقدر عطر سمن در فضا پخش شده است.
هوش مصنوعی: پادشاهی که در نیمه شعبان به جمال و نیکویی همچون ماه درخشان ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: خورشید بر زمین قدمهایش را میزند تا نور و روشنی به دست آورد.
هوش مصنوعی: ای کسی که مسئول و نگهبان شخص محترم و بیهمتای خود هستی، تو به زیبایی و ترتیب گنبدی نرسیدهای.
هوش مصنوعی: عارفان برای رسیدن به حقیقت و شناخت ذات الهی به تو توسل میجویند و سالکان راه خدا نیز به یاد تو تلاش میکنند.
هوش مصنوعی: چهرهی تو به سمت خداست و مردم هم از هر طرف به سمت تو مینگرند.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود تو، بیضای آسمان در برابر پاهای تو به کوچکی یک دانه غبار است.
هوش مصنوعی: به راستی که مقام تو آنچنان بالا و رفیع است که حتی عرش خداوند نیز در برابر آن احساس ضعف میکند.
هوش مصنوعی: نسبت دادن کعبه به کوی تو، همانند کم ارزش بودن سنگی در مقیاس ترازوی سنگین است.
هوش مصنوعی: ای خورشید، چهرهات را نمایان کن که خفاشها با وجود تلاش زیادشان، هنوز در تاریکی هستند.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی منتظران تو مانند قناری از نبود تو ناله کنند؟
هوش مصنوعی: برگرد و همچون شاهین، آهنگ دلنشینی بساز که از عدالت و انصاف آشیانهاش را میسازد.
هوش مصنوعی: برگرد که ادعا کننده در برابر معجزه جادو، خود را رسوا میکند.
هوش مصنوعی: تو پایان سخن من هستی، پس بیا و به این حواشی و سر و صداها پایان ده.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نیرویی که در دستان تو وجود دارد، از سوی خداوند است و تو به این واسطه تواناییهایت را به دست آوردهای. در واقع، قدرت و تواناییهای تو به حمایت و قدرت الهی وابسته است.
هوش مصنوعی: برگرد و بگذار نواهایی همچون جاری و ساری بودن آبها به گوش برسد، آبهایی که پر از خون دشمنان ستمگر است.
هوش مصنوعی: دین در حال فروپاشی و رکود است؛ پس باید آن را دوباره برقرار کرد. مانند آب که در جوی رفته، باید تلاش کنیم تا آن را برگردانیم.
هوش مصنوعی: سخن گفتن درباره عظمت و بزرگی تو از عهده بهترین گوهران و سخنرانان نیز فراتر است.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، کوچکترین بندهات نمیتواند در سایه مهر و محبت تو وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: او امیدوار است که به زودی چهرهی تو را ببیند و آن گاه چشمانش پر از اشک خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نیستت ستورچه باشد
خری بمزد گیر و همی رو
مر کشت را خود افکن نیرو
رز را بدست خود کن فرخو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.