شاه دین برگشت اندر خیمهگاه
تا نماید ملک را تفویض شاه
کودکان پاک معصوم از جناح
چونکه بشنیدند بانگ ذوالجناح
جملگی از خیمه بیرون ریختند
خوش به دامانش چو گرد آویختند
همچو لوح معتدل دامان شاه
کسرها ر ا داد اندر خویش راه
گشت از آن پروانگان خسته جان
دامن آن شمع دین پروانه دان
آری آنان کز دو کون آواره اند
دائماً غم پرور و غم خواره اند
بیمکان گردیده از فرمان حق
جایشان نبود به جز دامان حق
وآن زنان مستمند ناتوان
همچو پروانه به دورش پر زنان
ذوالجناح عشق از سر تا به دُم
زیر بوسه آل عصمت گشت گم
ناله زینب(س) نمیآید به گوش
اندر اینجا رفته پنداری ز هوش
نیست زینب(س) وقت بی هوشی تو
تنگدل شد شه ز خاموشی تو
بلبل عشقی تو بر گل زنده ای
پیش گل بر صد نوا زیبنده ای
گل به دست آمد کجا شد جوش تو
یا ز بوی گل ز سر شد هوش تو
بر تو گرید دیدة گل بی حساب
بهر بی هوشان روا باشد گلاب
ای صفی بگذار این هنگامه را
سوختی هم دفتر و هم خامه را
جان همی خواهد کند تن را وداع
زندگی ما را بود زین پس صداع
مرگ باشد گرچه تلخ اندر عیان
خوشتر است از استماع این بیان
اول و آخر نداند مرد دین
بگذر از شرح وداع آخرین
خود مشو زین بیش آتشکش، بس است
سوزش دل را همین آتش بس است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به توصیف حال و هوای خیمهگاه امام حسین (ع) پس از کربلا میپردازد. شاه دین (امام حسین) به خیمه بازگشته و میخواهد سلطنت را به فرزندانش تفویض کند. کودکانی معصوم با شنیدن صدای اسب ذوالجناح از خیمه بیرون میآیند و به دامان او میچسبند. آنها مانند پروانهها به دور شمع عشق میچرخند. زنان ناتوان نیز مانند پروانهها در اطراف او پرواز میکنند. در این حال، ناله زینب (س) به گوش نمیرسد و غم این روزها بر دلها سنگینی میکند. شاعر از غم و درد مرگ سخن میگوید و بر لزوم گذشت از اندوه و مشکل زندگی تأکید میکند. در نهایت، به این باور میرسد که مرگ، هرچند تلخ است، بهتر از تحمل غمهای طولانیمدت است.
هوش مصنوعی: شاه دین به خیمهگاه برگشت تا به ملک نشان دهد که سلطنت را به دیگری واگذار کرده است.
هوش مصنوعی: کودکان بیگناه و پاک وقتی صدای ذوالجناح را شنیدند، متوجه شدند.
هوش مصنوعی: همه به سرعت از خیمه خارج شدند و به دور او جمع شدند، مانند گردی که به یک دامن میچسبد.
هوش مصنوعی: مانند لوحی متعادل، سرزمین شاهی کسری را در خود جای داده و به آن مسیر و راهی داده است.
هوش مصنوعی: از آن پروانگان که جانشان خسته شده، دامن آن شمع دین را به عنوان پروانه بشناس.
هوش مصنوعی: بله، آنان که از دو جهان رنجیده و آوارهاند، همیشه در غم و اندوه زندگی میکنند و دچار مشکلات هستند.
هوش مصنوعی: بیمکان شدهاند و به خاطر اراده الهی جایی برای آنها جز در آغوش حق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زنانی که نیازمند و ناتوان هستند، مانند پروانههایی به دور او پرواز میکنند.
هوش مصنوعی: اسب عشق، از سر تا دمش زیر بوسههای آل عفت گم شد.
هوش مصنوعی: زینب (س) در اینجا فریادی ندارد و انگار از هوش رفته است.
هوش مصنوعی: زینب (س) زمانی که تو بیهوش هستی، دل شاه بر اثر سکوت تو تنگ و ناراحت شده است.
هوش مصنوعی: پرنده عشق تو، در کنار گل زندگی میکند و در حضور گل، صدای نغمهاش زیبا و دلنشین است.
هوش مصنوعی: گل به دست آمد، اما حالا تو چه شدی؟ یا از عطر گل، حواست رفته و بیهوش شدهای؟
هوش مصنوعی: چشم گل به خاطر بیخبری عاشقان بیدلیل میبارد و این بارش برای آنها که در عشق غرق شدهاند، موجه و قابل قبول است.
هوش مصنوعی: ای صفی، اجازه بده که این شلوغی را تحمل کنم، چرا که هم دفتر (نوشتهها) و هم قلم (ابزار نوشتن) را سوزاندهای.
هوش مصنوعی: جان از تن میخواهد جدا شود، زیرا زندگی ما را از این پس دچار درد و رنج کرده است.
هوش مصنوعی: مرگ اگرچه تلخ و دردناک است، اما بهتر از شنیدن این سخنهاست.
هوش مصنوعی: مرد دین از ابتدا تا انتهای امور آگاهی ندارد و بهتر است از توضیح وداع نهایی بگذرد.
هوش مصنوعی: از این بیشتر بر آتش غم خود نیفزای، همین آتش کافی است که دل را میسوزاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.