چون سخن پیش آمد از لطف خفی
رفت از کف رشته نظم صفی
لطف حق برجاست حالی بازگو
ماجرا از ذوالفقار قهر خو
حافظ اشیاست گرچه ذات لطف
لیک قهر حق کند اثبات لطف
قائم بالقسط حق عادل است
ذوالفقارش وصف عدل کامل است
ظلم را در کوی باری نیست بار
قامع الظلم است زآن رو ذوالفقار
ظالمان را گرچه تهدید است عدل
لیک خود همدست توحید است عدل
لاجرم دست علی با ذوالفقار
بود و زین پیداست عدل کردگار
آنکه گوید عدل نبود از اصول
بی خبر از سرّ عدل است آن فضول
عدل هم ز اوصاف حق گرچه یکی است
هر صفت را لیک همره بیشکی است
آن مخالف گوید ار سلطان جود
هست عادل هم رحیم است و ودود
پس خصوصیت به عدلش بهر چیست
پس یقین عدل از اصول خمسه نیست
گو مخالف را شد ار حرفت تمام
گوش دار از من جوابِ این کلام
عدل، وصفی گرچه ز اوصاف حق است
لیک او با هر صفاتی ملحق است
همچو رحمت کآن یکی ز اوصاف هوست
لیک با هرکس به قدر و حد اوست
رحمت عامش ندارد اختصاص
میرسد بر هر کسی از عام و خاص
رحمت خاصش ولی بر مؤمن است
کو به توحید و به عدلش موقن است
عامه گر یابند زین رحمت نشان
ظلم باشد این به حال خاصگان
همچنین در رزق یا وصف دگر
رزق آدم هست غیر از گاو و خر
رزق آدم گرچه چون انعام نیست
رزق خاصان همچنین چون عام نیست
رزق انسان گر به خر بدهد خدا
ظالم است و نیست ظلم از وی روا
ذات حق در رازقیت کامل است
هم به رزاقی و رحمت عادل است
میشمارد مر جهنم را خدا
بهر مؤمن نعمتی از خود، چرا؟
خوان ز الرحمن شواظ نار را
تا بیابی عدل آن جبّار را
عدل، یک وصفی است زآن شاه جلیل
لیک باشد هر صفاتی را دخیل
میکند تهدید حق بر فاسقان
زآن نهد منّت به جان مؤمنان
در جهنم گر بَرَد کفار را
فایده چبود از آن ابرار را
فایده این بس که عدل آغاز کرد
مؤمنان را ز اشقیا ممتاز کرد
سایر اوصاف حق را زین قبیل
دان و عدلش را به هر وصفی دخیل
لازم عدل خدا زآن شد معاد
تا کند ظاهر در آنجا عدل و داد
باز بشنو گرچه دارد اختصاص
بر اصول خمسه وصف عدل خاص
این معاد و عدل با هم توأمند
در دو وصفند ارچه، لیکن با همند
آن صراطت هست دل اندر شهود
وآن معادت در یقین قوس صعود
این صراط عدل ای جان راه توست
وآن سلوکت عود سوی شاه توست
خود مکرر کرده ام شرح صراط
کن رجوع ار باز خواهی ز احتیاط
نقطه توحید را کردیم فرض
پیش از این خالی ز عمق و طول و عرض
باز انسان را به فرض ای نور عین
نقطهای خواندیم بین النقطتین
فرض خط کردیم با طول فقط
نقطه در حدّین و خط اندر وسط
این چنین خط را به فتوای حکیم
شاید ار خوانی صراط مستقیم
این صراط راست باشد راه ما
کو بود از وصف عدل شاه ما
هست این خط متّصل بر نقطه کو
وصف توحید است تا دانی بگو
راه ما چون یافت وصف اعتدال
یافت بر توحید پس عدل اتصال
وآن صراط راست کز ما تا خداست
گر به یادت هست گفتم مرتضاست(ع)
پس امامت هم که اصل دین توست
با کمال عدل حق آمد درست
مرتضی(ع) گفتا منم با اهل دل
آن صراط مستقیم معتدل
زآن نویسد حق به بازوی امام
آیت صدقا و عدلاً را تمام
عدل شد پس در امامت هم دخیل
باز بشنو از نبوت ای خلیل
چون نبی بر خلق از حق واسطه است
در میان خلق و خالق رابطه است
بر صراط عدل از حق رهنماست
خلق را دعوت کند بر راه راست
در غدیر خُم به ره زآن خلق را
خواند و دور افکند از سر دلق را
پس ز عدل حق نبی هم ناطق است
خلق را خواند به عدل و صادق است
راه حق عدل است و عادل احمد است
وز صراط عدل ظالم مرتد است
ظالم آن باشد که بنهد فضل را
وز اصول دین نداند عدل را
پس مدار چار اصل ای جان من
جمله بر عدل است با برهان من
از صراط عدل تو بیرون مرو
نکته خیر الامور اوسط شنو
تا به راه راست در قوس صعود
مبدأت گردد معاد ای با شهود
عدل هم پس از اصول است ای حکیم
وآن مخالف رو سیه ماند و اثیم
قائم بالقسط حق است ای رفیق
وصفی از عدلش صراط بس دقیق
قائم بالقسط حق است ای حرون
وصف عدلش ذوالفقار آبگون
قائم بالقسط دست حیدر است
وصف عدلش ذوالفقار دو سر است
قائم بالقسط ما الاّ بود
وصف عدلش ذوالفقار لا بود
قائم بالقسط مطلق مرتضاست(ع)
عدل او گه تیغ کج گه راه راست
راستی مر تیغ را اندر کجی است
استقامت حاصل این معوجی است
باید ابرو راستی معوج بود
ناپسند است ار که غیر کج بود
گر نباشد راست خط ما رد است
همچنین گر تیغ نبود کج بد است
راست گر داری مراد از هر دو است
گر تو کج بینی نظر اندر تو است
موجِ بحر عدل باشد ذوالفقار
زآن بود همدست عدل کردگار
ذوالفقار از یم قهر آمد برون
قهر،موج بحر عدل است ای حرون
آنکه گفت انی صراط المستقیم
ذوالفقارش بُد به کف عدل قویم
مینمود ار ذوالفقار، اظهار عدل
نکتهای بود آن هم از اسرار عدل
عدل مطلق حیدر است از انبساط
وصف عدلش ذوالفقار است و صراط
نکته این راز دانند اهل ذکر
ور تو خواهی گویمت این حرف بکر
ذکر باشد آن سلوک و راه ما
هست این فتوای پیر رهنما
راه ما هم آن صراط عدل ماست
نقطه راه عدل ما را منتهاست
بر فنا سالک رسد از راه ذکر
گردد اندر نقطه محو شاه فکر
ذکر ما پس در یقین عین ره است
وآن به کف شمشیر سلاّک شه است
بشنو این از مولوی گر آگهی
ذکر آن باشد که پیش آید رهی
میکند زین تیغ،نفیِ غیر دوست
چون شود در فکر فانی نقطه جوست
میرسد در نقطه بر شاه ای رهی
گفت در فکرت به پیش آید شهی
ذکر تو بر نفی هستی لای توست
نقطه چون تو لا شدی الاّی توست
ذکر پس خود ذوالفقار سالک است
هرچه غیر از دوست اینجا هالک است
ذکر و فکر آمد چو نقطه شد یکی
فانی ای در ذات اینجا بی شکی
عدل و توحید تو الحاصل علی است
نقطه و خط، واحد و عادل علی است
شرح و بسط از بهر آن بود این همه
کاین سخن نارد تو را در واهمه
روی حرفم نیست با هر غافلی
بل بود با عارف دریا دلی
رند قلاّشی، خراباتی فنی
نکته فهمی، راز دانی، موقنی
تیز هوشی، زیرکی، نه ابلهی
تند فکری، رهروی، نه گمرهی
روی حرفم با تو باشد ای فقیر
گر به فهمت هست تأییدی ز پیر
گر نفهمی هم تو بی اندیشهام
کوهها را خُرد سازم، تیشهام
گر تو هم در فهم بی وزنی و سنگ
خود چه باکم نیستم با خلق جنگ
چونکه کوه از شیشه ام دل خون شود
پتک گر بردارم آیا چون شود
حاصلا عدل است اصل اعتقاد
هم نبوت هم امامت هم معاد
در صراط عدل گر مرد حقی
خود تو با آن چار دیگر ملحقی
نکتهای دیگر مرا در مطلب است
عدل را گفتند اصل مذهب است
خود تو دانی چیست ای عادل صفت
معنی مذهب در آیات و لغت
پس صراط راست اصل مذهب است
داند این هر کس که صوفی مذهب است
چون صراط ما علی مرتضاست(ع)
در امامت بر صراط او رهنماست
در مقام عدل راه است او تو را
در امامت رهنما و رهبرا
پس نداند عدل را هر کو اصیل
هم امامش نیست در مذهب دخیل
زآنکه تا ثابت نگردد راه ما
در چه ما را رهبر آید رهنما
پس امامت هم نداند آن فضول
عدل را کت گفت نبود از اصول
هرچه خواهم بگذرم از این سخن
آیدم تحقیق از علم لدن
عدل شد معلوم کاصل مذهب است
وین صراط راست ما را تا رب است
چون به نقطه حق رسی با دید تو
گشته ای آگاه از توحید تو
چون رسی بر مقصد از راه رشاد
میشود توحید تو عین معاد
چونکه این توحید، توحید حق است
حق صفات عدل ذات مطلق است
معنی حق راستی شد در لغت
صدق و عدلش هم امامت را صفت
لاجرم جعفر(ع) که حق ناطق است
راستیّ راه بر وی صادق است
راه را زو راستی معلوم شد
مذهب جعفر از آن موسوم شد
آنچه بُد افراط و تفریط ای پناه
هِشت و بنمود از میان هر دو راه
اختیار و جبر را بگذاشت او
همچنین تشبیه و تنزیه ای عمو
وز میان هر دو ره را بر گرفت
ای خوش آن کو مذهب جعفر گرفت
گفت راه ماست در حد وسط
مگذر ار حق مذهبی زین راست خط
کرد پاک از غل و غش در رهبری
مذهب ما را چو زرّ جعفری
مذهب ما پس به عدل است ای جواد
هم امامت هم نبوت هم معاد
این معاد ما بود بعد از سلوک
این سخن حق است و فرمان ملوک
پس معاد و مبدأ آمد مرتضی
بر محمد باد صلوات خدا
عود بر حق ثابت اندر مذهب است
وقت عود ما به سوی مطلب است
غیر حق از ذوالفقار خصم سوز
همچو برف از تاب خورشید تموز
اندر آن صحرا به آنی آب گشت
بلکه شد معدوم و از هستی گذشت
آن گروه از پیش تیغ او همه
منهزم گشتند مانند رمه
چون ز برق ذوالفقار دادگر
ظلم را بنیاد شد زیر و زبر
تیغ حق بر نفی غیر حق براند
هیچ غیر از حق به جای خود نماند
تشنه جام لقاء، دریای جود
نهر هستی، اصل سرچشمه وجود
منبع دین، کوثر عذب حیات
تاخت از آوردگه سوی فرات
از فراتم قصد دریای لقاست
اصطلاح ما از این مردم سواست
قصد ما از لفظ و صورت معنی است
صورت و لفظِ فقط لایعنی است
صورت الفاظ را چون پشه دان
معنی آن عنقای لاهوت آشیان
پشه را بستان به عاریت نواخت
ورنه بهر پشه بستان کس نساخت
پشه باشد صورت حرف این بهل
نیک بهر فهمِ معنی دار دل
قصد ما دریاب باری ز اصطلاح
راند اندر آب آن شه ذوالجناح
ذات باقی بود در بحر لقا
کآمد آوازی به گوشش از قفا
کای مجاهد خیمه گه را تاختند
شاه بُرد و فیل و فرزین باختند
خیمهگاه اینجا مراد از کثرت است
ملک ویران، شاه اندر خلوت است
رو علی را وا گذار این سلطنت
ورنه برهم خورد یکجا مملکت
شاه غایب راست، لازم نایبی
تا بود شاهد، گواه غایبی
گرچه اینجا نکتهای دارم دقیق
لیک گرم مطلبم حال ای رفیق
این بیان جای دگر گویم عیان
ور که فهمیدی چه حاجت بر بیان
زآن صدا آن بحر توحید و جلال
تشنه لب برگشت از نهر وصال
آنچه تو از آن صدا فهمیده ای
ز ابلهی بر ریش خود خندیده ای
تو چنان دانی که آن شاه مجیب
از صدای رهزنی خورده فریب
گر چنین دانی تو غیر عاقلی
یا که بر علم حصولی قائلی
این ز نقص معرفت باشد یقین
خود به زخم ما نمک پاشد یقین
گوش جان ار داری از توفیق علم
نیک بگشا تا کنم تحقیق علم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم عدل و رابطه آن با توحید و امامت میپردازد. شاعر با اشاره به لطف و قهر الهی، تأکید میکند که عدل یکی از صفات اصلی خداوند است و ذوالفقار، شمشیر حضرت علی (ع)، نماد واقعی این عدالت است. او میگوید که عدل در حکم و قضاوت خداوند جاری است و باید در تمامی جوانب زندگی مؤمنان حضور داشته باشد. همچنین، نقش پیغمبر و امام در ترویج این عدالت مشخص میشود، و بر این نکته تأکید میکند که مذهب حقیقی بر اساس عدل استوار است. در انتها، شاعر به اصول و مبانی دین اشاره کرده و نتیجه میگیرد که درک صحیح از عدل و توحید در راستای سلوک روحانی و رسیدن به حقیقت لازم است.
هوش مصنوعی: زمانی که سخن از لطف و مهربانی پیش میآید، موضوع نظم و ترتیب به ذهنت خطور میکند و میتوان رسید به شکلی از زیبایی و هماهنگی در کلام و احساس.
هوش مصنوعی: مهربانی و لطف خدا همیشه وجود دارد، حالا داستان قدرت و شجاعت ذوالفقار را برای ما تعریف کن.
هوش مصنوعی: حافظ میگوید که اگرچه ذات خداوند مهربان است و لطف دارد، اما گاهی اوقات قهر و نافرمانی او نیز میتواند نشاندهندهی رحمت و لطفش باشد.
هوش مصنوعی: حقیقت و عدالت همیشه پابرجا و استوار است و کسی که دارای قدرت و اقتدار است، بهطور کامل نمایانگر و مظهر عدالت است.
هوش مصنوعی: در کوی ظلم، بار سنگینی وجود ندارد؛ زیرا کسی که ظلم را سرکوب میکند، مثل ذوالفقار، حاضر است و به همین دلیل ظلم نمیتواند ادامه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگرچه ظالمان تهدیدی برای عدالت به حساب میآیند، اما خود عدالت هم در کنار حقیقت توحید قرار دارد و از آن حمایت میکند.
هوش مصنوعی: بنابراین، دست علی با شمشیر ذو الفقار بود و از این رو، عدل و انصاف خداوند آشکار است.
هوش مصنوعی: آنکه میگوید عدل و انصاف وجود ندارد، از حقیقت و رازهای آن بیخبر است و بیمورد سخن میگوید.
هوش مصنوعی: عدل یکی از ویژگیهای خداوند است و اگرچه این ویژگی تنها یکی است، اما هر ویژگی دیگر او نیز به آن مربوط میشود و بیهیچ تردیدی به این وصف میافزاید.
هوش مصنوعی: آن دشمن میگوید که اگر سلطان بخشندهای وجود داشته باشد، عادل و مهربان هم هست و عشق و دوستی نیز در او وجود دارد.
هوش مصنوعی: پس خصیصه و ویژگی برای عدالت چیست؟ پس مسلم است که عدالت از اصول پنجگانه نیست.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کسی با تو مخالف باشد و تمام حرفهایت را نپذیرد، اما به یاد داشته باش که من پاسخی برای این سخن دارم.
هوش مصنوعی: عدل ویژگیای است که به خداوند نسبت داده میشود، اما این ویژگی با سایر صفات الهی نیز ارتباط دارد و نمیتوان آن را جدا از دیگر صفات خداوند دانست.
هوش مصنوعی: رحمت همچون این است که یکی از ویژگیهای خداوند است، اما هر کس به اندازه و ظرفیت خود از آن رحمت بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: خوشی و رحمت الهی به همه افراد، چه معمولی و چه ویژه، میرسد و محدود به گروه خاصی نیست.
هوش مصنوعی: رحمت ویژه خداوند تنها شامل حال مؤمنانی میشود که به یکتایی و عدالت او ایمان دارند.
هوش مصنوعی: اگر مردم عادی این نعمت را بشناسند و از آن بهره ببرند، عاقبت این وضعیت نشاندهنده ظلم و ناعدالتی به ویژه برای افراد خاص و برگزیده خواهد بود.
هوش مصنوعی: در مورد روزی یا نوع دیگری از روزی انسان، علاوه بر چهارپایانی مانند گاو و خر، نکات و ویژگیهای دیگری وجود دارد.
هوش مصنوعی: رزق انسانها همانند خوراک دامها نیست و همچنین رزق ویژه و مخصوص برخی افراد، مانند رزق عمومی و مشترک نیست.
هوش مصنوعی: اگر خدا به یک خر روزی بدهد، پس این نشان میدهد که ظلمی در کار نیست و خدا هرگز ظالم نیست.
هوش مصنوعی: خداوند در تامین روزی و رزق کمال دارد و همواره بخشنده و رحمتی عادلانه به بندگانش عطا میکند.
هوش مصنوعی: خدا برای هر مؤمنی، نعمتهایی را در برابر عذابی که در جهنم وجود دارد، در نظر میگیرد و به همین دلیل جهنم را به حساب میآورد.
هوش مصنوعی: از رحمت خداوند بهرهمند شو و آتش عذاب را بشناس، تا بتوانی عدالت آن خدای بزرگ را درک کنی.
هوش مصنوعی: عدل یکی از ویژگیهای آن پادشاه بزرگ است، اما هر صفت دیگری نیز میتواند در این ویژگیها مؤثر باشد.
هوش مصنوعی: تهدید حق برای فاسدها به خاطر این است که خود را به مومنان بدهد و بر آنها منت گذارد.
هوش مصنوعی: اگر در جهنم به کفار سودی برسد، چه فایدهای دارد برای نیکوکاران؟
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که عدالت در ابتدا به مؤمنان کمک میکند و آنها را از انسانهای بدکردار و ظالم جدا میسازد.
هوش مصنوعی: سایر ویژگیهای خداوند را نیز مانند این موضوع در نظر بگیر و عدل او را در هر توصیفی مشمول کن.
هوش مصنوعی: عدل خداوند ایجاب کرده است که روز معاد برپا شود تا در آنجا عدالت و انصاف بهخوبی نمایان شود.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که حتی اگر این موضوع به اصول خاصی مربوط باشد، هنوز هم ارزش شنیدن دارد.
هوش مصنوعی: معاد و عدالت به طور همزمان وجود دارند و هرچند که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند، اما به نوعی در ارتباط و تعامل با یکدیگر هستند.
هوش مصنوعی: راه تو در دل، در مشاهده و شناخت است و بازگشت تو در یقین به قوسی از تعالی و پیشرفت.
هوش مصنوعی: این مسیر عدالت، راهی برای توست و فعالیتهایت تو را به سوی خداوند راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: من بارها شرح راه درست را بیان کردهام، اگر دوباره میخواهی، به احتیاط برگرد.
هوش مصنوعی: ما فرض کردیم که نقطه ای که وحدت را نمایان میکند، قبل از این، از هر گونه عمق و وسعتی خالی بوده است.
هوش مصنوعی: انسان را به عنوان نقطهای در میان دو نقطه دیگر در نظر گرفتهایم، جایی که نور و روشنی را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: فرض را بر این میگذاریم که یک خط وجود دارد که تنها به اندازهای به طول یک نقطه است و این خط در وسط قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: اینطور که خط را با نظر حکیم بخوانی، شاید بتوانی راه درست و صحیح را پیدا کنی.
هوش مصنوعی: این مسیر درست و مستقیم، راه ماست که از توصیف عدل و انصاف پادشاه ما ناشی میشود.
هوش مصنوعی: این خط پیوسته روی نقطه کو، نشانهای از وحدت و یگانگی تو است، تا بدانی و بگویی.
هوش مصنوعی: راه ما وقتی به تعادل و اعتدال رسید، به توحید رسید و بنابراین عدالت به آن پیوست.
هوش مصنوعی: این راه مستقیمی که ما را به سوی خدا میبرد، آیا به خاطر داری که گفتم این راه، تنها به دست مرتضا (ع) هدایت میشود؟
هوش مصنوعی: پس رهبری که اساس دین توست با عدالت کامل حق به شکل صحیح و درست به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: حضرت مرتضی (ع) فرمودند که من با افرادی که درک و صداقت دارند، همان راه راست و متوازن هستم.
هوش مصنوعی: خداوند به دست امام، نشانهای از صداقت و عدالت را به وضوح خواهد نوشت.
هوش مصنوعی: در رهبری نیز عدالت نقش مهمی دارد. ای خلیل، از نبوت نیز بگو که در آن نیز عدالت مورد توجه قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: پیامبری به عنوان واسطهای میان خدا و مردم عمل میکند و ارتباطی بین خلق و خالق برقرار میسازد.
هوش مصنوعی: بر مسیر عدالت، حق راهنمایی میکند و مردم را به پیروی از راه راست فرا میخواند.
هوش مصنوعی: در غدیر خُم، پیامبر برخی از مردم را به گرد خود دعوت کرد و دیگران را از ریا و تظاهر دور ساخت.
هوش مصنوعی: پس از عدالت نبی حق، مردم را به عدل دعوت میکند و او در این کار صادق و راستگوست.
هوش مصنوعی: راه راست و درست، مسیر عدل و عدالت است و احمد، نمونهای از عدالت را به تصویر میکشد. کسانی که در این مسیر نیستند و به ظلم روی میآورند، از حقیقت دور شده و به بیراهه رفتهاند.
هوش مصنوعی: ظالم کسی است که برتری و خوبیها را نادیده بگیرد و از اصول دین، عدالت را نشناسد.
هوش مصنوعی: پس به یاد داشته باش که چهار اصل را از پیش نبر، ای جان من، همه چیز بر پایه انصاف است و با دلیل و منطق قابل اثبات است.
هوش مصنوعی: از راه عدالت تو خارج نشو، زیرا بهترین کارها میانهروی است.
هوش مصنوعی: برای اینکه در مسیر صحیح و بهسمت کمال خود قرار بگیری، باید متوجه نشانهها و دلایل درونیات باشی.
هوش مصنوعی: ای حکیم، عدالت نیز همانند اصول و مبانی است و کسی که با آن مخالف باشد، در ذلت و ننگ خواهد ماند.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، خداوند بهطور کامل و با انصاف حکم میکند. توصیف او از عدالت، راهی بسیار دقیق و بینقص است.
هوش مصنوعی: حق همیشه بر پایدار و ثابت است و ای حرون، تو توصیف عدل و انصاف را مانند شمشیری با لبههای آبگون نشان میدهی.
هوش مصنوعی: دست حیدر نمایانگر عدالت است و کیفیت آن مانند شمشیر دو لبهای است که به طور کامل نماد عدالت را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز برپایه انصاف و عدالت وجود ندارد مگر اینکه وصفِ شمشیرش، ذوالفقار، وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: عدل مطلق و بینقص در وجود امام علی (ع) نمایان است؛ گاهی با شدت و قاطعیت مانند تیغ عمل میکند و گاهی با نرمش و راه راست را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: در واقع، تیغ به دلیل انحرافش، نتوانسته به طور مستقیم و ثابت بماند. این انحنا باعث شده که نتیجه نهایی به دست آید.
هوش مصنوعی: ابرو باید قوسی و منحنی باشد، چون اگر راست باشد، زیبا و خوشایند نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر خط ما راست نباشد، خود به خود بیفایده است؛ همچنین اگر تیغی وجود نداشته باشد که راست نباشد، ناپسند خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به هر دو هدف برسی، باید راست باشی. اگر به نادرستی نگاه کنی، مشکل از دید توست.
هوش مصنوعی: موج دریا نمادی از عدالت است و ذوالفقار نیز به همین دلیل به آن پیوسته است. این به معنای آن است که ذوالفقار همواره در کنار عدالت الهی قرار دارد.
هوش مصنوعی: ذوالفقار، شمشیر معروف امام علی (ع)، از دریای قدرت و قهر خارج شده و نشاندهندهی شدت و استحکام عدالت است، ای حرون.
هوش مصنوعی: کسی که گفت: «من راه راست هستم»، آن شخص در دستش شمشیری از انصاف و عدل دارد.
هوش مصنوعی: اگر ذوالفقار (شمشیر حضرت علی) هم نمایان میشد، همچنان نشاندهندهی عدالت بود و این خود نکتهای از اسرار عدالت به حساب میآید.
هوش مصنوعی: عدل کامل و بینقص، همان حیدر است. گسترش و وسعت وصف عدالت او همانند شمشیر ذوالفقار است و راه و مسیر او نیز همینطور.
هوش مصنوعی: فقط کسانی که به یادگیری و تفکر عمیق اهمیت میدهند، میتوانند این راز را درک کنند. اما اگر تو خواسته باشی، میتوانم این موضوع تازه را برایت توضیح دهم.
هوش مصنوعی: ذکر و یاد خداوند، مسیر و روش زندگی ماست؛ این همان نظری است که استاد تجربهدیده به ما داده است.
هوش مصنوعی: راه ما همان مسیر مستقیم و درست است که عدل و انصاف را نمایان میکند. هدف و نهایت این مسیر هم در نقطهای از عدالت قرار دارد.
هوش مصنوعی: سالک (سالکین) با یاد و ذکر الهی متوجه میشود که در نهایت به یک نقطه محو و فانی میرسد که در آنجا تنها تفکر و اندیشهاش باقی میماند.
هوش مصنوعی: یاد ما در حقیقت، راهی است مستقیم و واقعی که به دست شمشیر سلاکی، یعنی یک فرمانده یا رهبر توانمند، به دست میآید.
هوش مصنوعی: به سخنان مولوی توجه کن، زیرا اگر آگاهی داشته باشی، حکایتهایی پیش میآید که تو را راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسان به عشق و محبت واقعی میرسد، تمام تعلقات و احساسات غیر از دوست را نادیده میگیرد و فقط به فکر رسیدن به یگانه معشوق خود است. در واقع، عشق واقعی او را از دیگر چیزها دور کرده و تمام توجهش به یک هدف متمرکز میشود.
هوش مصنوعی: در لحظهی خاصی به تو راهی نشان میدهد و به ذهن تو میآید که شاهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ذکر و یاد تو حقیقتی است که وجودم را نفی میکند؛ وقتی که به حدی از حالت وجودی میرسی که در واقع تنها تو موجود هستی و همه چیز از بین میرود.
هوش مصنوعی: ذکر و یاد خداوند، چنان سلاحی برای راهیان عشق و سلوک است که هیچ چیز دیگری به جز دوستی با او ارزش ندارد و هر چیز دیگر در این مسیر زوال و نابودی است.
هوش مصنوعی: زمانی که ذکر و اندیشه با هم یکی میشوند، در اینجا به حالت فانی و ناپیدا درمیآیند، ای کسی که در این حقیقت درونی، شکی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عدالت و یگانگی تو در حقیقت همان نقطه و خط است؛ آنچه که واحد و عادل است، علی (ع) میباشد.
هوش مصنوعی: این توضیحات و تشریحها به این خاطر ارائه شدهاند که این سخن تو را در تردید و شک نگذارد.
هوش مصنوعی: من با هیچکس در بحثی نیستم، اما با کسی که عمیق و درککننده است، همواره در دل دریایی از احساسات و معنا مشترک داریم.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف فردی میپردازد که در زندگی زهد و علم را با هم ترکیب کرده و به رازهای عمیق و دانشهای پنهان آگاه است. او کسی است که در میدانهای زندگی تجربیات بسیاری داشته و در عین حال به درک مسائل عمیق نیز رسیده است.
هوش مصنوعی: هوش و زیرکی نیاز است، نه نادانی. سرعت تفکر و پیشرفت در مسیر صحیح مهم است، نه سردرگمی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر چه من با تو صحبت میکنم و به تو تأکید میکنم، اما اگر تو با درک و فهم خود بتوانی نظر یک شخص بزرگتر و با تجربهتر را درک کنی، جایگاه من هم در این گفتوگو اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو هم نفهمی، من بیپرواییم را ادامه میدهم. با تیشهام میتوانم کوهها را خرد کنم.
هوش مصنوعی: اگر تو هم در درک و فهم کمخبر هستی و به خودت سنگینی میکنی، برای من اهمیتی ندارد که با دیگران در حال جدل و جنگ باشم.
هوش مصنوعی: اگر دل من مانند کوهی از شیشه باشد و بشکند، آیا برایم قابل تحمل خواهد بود؟
هوش مصنوعی: در حقیقت، عدالت اساس و پایهگذار هر باور و اعتقادی است، که شامل نبوت، امامت و معاد نیز میشود.
هوش مصنوعی: در مسیر راست و درست، اگر تو بر راه حقیقت ایستادهای، به همراه آن چهار نفر دیگر هم به تو ملحق میشوند.
هوش مصنوعی: نکتهای دیگر که در این موضوع مطرح است، این است که عدل به عنوان پایه و اساس مذهب شناخته میشود.
هوش مصنوعی: تو خود بهتر میدانی ای دارای صفات عادل، معنای مذهب چیست و چگونه در آیات و زبان به کار رفته است.
هوش مصنوعی: راه درست، اساس باور و مذهبی است که هر کسی که به طریقت صوفیگری معتقد باشد، این را میداند.
هوش مصنوعی: چون راه اصلی ما، امام علی (ع) است و او در مسیر هدایت ما را راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: در جایگاه انصاف، راهی وجود دارد که تو را در هدایت و رهبری به موفقیت میرساند.
هوش مصنوعی: هر کسی که اصالت داشته باشد، اما امامش در مذهب نقشی نداشته باشد، نمیتواند عدالت را به درستی درک کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مسیر ما مشخص نشود و راه ما روشن نگردد، هیچ راهنمایی نمیتواند به ما کمک کند.
هوش مصنوعی: امامتی هم نمیتواند بر پایهی عدل درست عمل کند، چون این موضوع از اصول اساسی نیست.
هوش مصنوعی: هرچه میخواهم از این موضوع بگذرم، اما باز هم به جستجوی حقیقت و علم الهی میپردازم.
هوش مصنوعی: عدل مشخص شد که اساس مذهب است و این راه راست در پی خداوند است.
هوش مصنوعی: زمانی که به حقیقت رسیدی و با دیدگاه خود آگاه به یگانگی خداوند شدی.
هوش مصنوعی: وقتی به هدف نهایی خود برسی، راه درست و هدایتشده تو به توحید (یعنی یکتاپرستی) میانجامد و این توحید، تجلی و بازگشت به سرمنزل اصلی است.
هوش مصنوعی: این توحید که ما دربارهاش صحبت میکنیم، حقیقتی است که به صفات و ویژگیهای مطلق و عادلانهای مربوط میشود که ذات بینظیر خداوند را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: معنای واقعی حق، به صداقت و عدالت برمیگردد و این ویژگیها امامت را توصیف میکند.
هوش مصنوعی: پس بیتردید جعفر(ع) که بیان کننده حق است، راه صداقت برای او کاملاً مشخص و روشن است.
هوش مصنوعی: راه درست از او شناخته شد و مذهب جعفر به همین خاطر معروف شد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از حدش فراتر برود یا کم باشد، باعث آسیب میشود. تو که پناهدهی، از میان هر دو حالت، راه درست را نشان میدهی.
هوش مصنوعی: او همچنین مسائل مربوط به اختیار و جبر و همچنین تشبیه و تنزیه را کنار گذاشته است.
هوش مصنوعی: از بین هر دو راه، یک راه را انتخاب کرد. خوش به حال کسی که دین جعفر (امام صادق) را د গ্রহণ کرد.
هوش مصنوعی: اگر به حقایق مذهبی پایبند هستی، از مسیر میانه عبور نکن.
هوش مصنوعی: در رهبری دینی ما، کسی خود را از هر گونه ناپاکی و تزویر پاک کرده است، مانند طلای خالص که در بین زرهای تقلبی جلوه میکند.
هوش مصنوعی: مذهب ما بر اساس عدالت است. ای جواد، هم رهبری دینی (امامت) و هم پیامبری (نبوت) و هم زندگی پس از مرگ (معاد) در این چارچوب قرار دارد.
هوش مصنوعی: این معاد، نتیجه سفر معنوی ما بود. این سخن شامل حقیقتی است و به عنوان فرمانی برای پادشاهان و بزرگمردان محسوب میشود.
هوش مصنوعی: درود و رحمت خداوند بر محمد و مرتضی، که هم مبدأ وجود هستند و هم مقصد نهایی همه چیز.
هوش مصنوعی: در مذهب حق، سرنوشتی ثابت وجود دارد و ما باید در زمان خود به سمت خواستهها و مقاصد خود حرکت کنیم.
هوش مصنوعی: غیر از حق، دشمن مانند برفی است که در گرمای تابستان ذوب میشود.
هوش مصنوعی: در آن بیابان، در یک لحظه آب شد و به طور کامل ناپدید گردید و از وجود خود خارج شد.
هوش مصنوعی: آن جمعیت که در برابر شمشیر او قرار گرفتند، همه شکست خوردند و مانند گلهای از حیوانات به عقب برگشتند.
هوش مصنوعی: چون ذوالفقار (شمشیر امام علی علیهالسلام) به دست دادگر به ظلم ضربه زد، تمام اساس ظلم به هم ریخت و متزلزل شد.
هوش مصنوعی: شمشیر حقیقت بر محدودیتها و نادرستیها زده میشود و در نهایت هیچ چیزی جز حقیقت نمیتواند در جای خود باقی بماند.
هوش مصنوعی: تشنگی برای دیدار و ارتباط با جمال الهی، دریاچهای از بخشندگی و generosity است که منبع اصلی وجود و هستی را تشکیل میدهد.
هوش مصنوعی: در دل دین، چشمهای گوارا و زنده از زندگی وجود دارد که همچون جویباری از محل خود به سوی رود فرات جریان دارد.
هوش مصنوعی: من از رودخانه فرات عبور میکنم تا به دریای دیدار برسم؛ اما این هدف ما با دیگران متفاوت است.
هوش مصنوعی: هدف ما از واژهها و شکلها، پیدا کردن معناست؛ در حالی که تنها شکل و واژه بدون معنا هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: معنی این بیت این است که مانند پشهای که در شب تنها به دنبال نور میگردد، تنها با ظاهر کلمات سرگرم نباشید، چرا که حقیقت عمیقتری در لایههای معنایی آنها وجود دارد که میتواند به افقهای بالاتر و مقدستری اشاره کند.
هوش مصنوعی: اگر خواستید پشهای را نوازش کنید، بهصورت موقتی این کار را انجام دهید، زیرا هیچکس برای پشهها زمین جداگانهای فراهم نکرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگرچه ظاهر یا شکل کلام ممکن است کوچک و بیاهمیت به نظر برسد، اما برای درک و فهم عمیق معنای آن، باید به دل و احساس واقعی خود توجه کنیم.
هوش مصنوعی: ما امیدواریم که با تو، مانند حرکت اسب نر خدایگان، حرکتی سریع و پرشتاب داشته باشیم.
هوش مصنوعی: در دریای ملاقات (با حقیقت) وجودی باقی مانده بود که ناگهان صدایی از پشت سرش به گوش رسید.
هوش مصنوعی: ای مجاهد، به دقت توجه کن که دشمنان به اردوگاه ما حمله کردند و شاه و فیل و قهرمانان را شکست دادند.
هوش مصنوعی: اینجا اشاره به این دارد که با وجود افزایش یا فراوانی، وضعیت ملک و سرزمین به ویرانی رسیده است و در این میان، رهبر یا پادشاه در تنهایی و خلوت به سر میبرد.
هوش مصنوعی: علی را به این سلطنت بسپار، وگرنه کشور به هم خواهد ریخت.
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه غایب است، وجود یک نماینده ضروری است تا شاهدی بر امور و گواهی بر وضعیت داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگرچه نکتهای مهم و دقیق در ذهن دارم، ولی الان نسبت به موضوعی که در پیش داریم احساس گرما و شور و شوق دارم، دوست عزیز.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که اگر چیزی را به وضوح بیان کنم و آن را در جایی دیگر بگویم، دیگر نیازی به توضیح بیشتر نیست، زیرا اگر شما آن را درک کردهاید، نیازی به توضیحات اضافی نیست.
هوش مصنوعی: از آن صدا، دریای یکتایی و عظمت، از نهر وصال، تشنهلب و ناکام بازگشت.
هوش مصنوعی: آنچه که تو از آن صدا درک کردهای، ناشی از نادانیات است که به ریش خود میخندی.
هوش مصنوعی: تو به خوبی میدانی که آن پادشاه بخشنده چطور فریب صدای دزدان را خورده است.
هوش مصنوعی: اگر تو این چنان میدانی، باید بگویی که عاقل نیستی یا اینکه به علم تجربی اعتقاد داری.
هوش مصنوعی: این به دلیل کاستی در فهم و درک است که یقین انسان بر زخمهای ما، مانند نمک پاشیدن بر زخم، تأثیر منفی میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر گوش جانت را آماده کنی و با موفقیت علم را بگشایی، میتوانم به جستجو و بررسی علم بپردازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.