وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلیٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ (۱۷۲) أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ اَلْمُبْطِلُونَ (۱۷۳) وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ اَلْآیٰاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۱۷۴) وَ اُتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ اَلَّذِی آتَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا فَانْسَلَخَ مِنْهٰا فَأَتْبَعَهُ اَلشَّیْطٰانُ فَکٰانَ مِنَ اَلْغٰاوِینَ (۱۷۵) وَ لَوْ شِئْنٰا لَرَفَعْنٰاهُ بِهٰا وَ لٰکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی اَلْأَرْضِ وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ اَلْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذٰلِکَ مَثَلُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا فَاقْصُصِ اَلْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (۱۷۶) سٰاءَ مَثَلاً اَلْقَوْمُ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ أَنْفُسَهُمْ کٰانُوا یَظْلِمُونَ (۱۷۷) مَنْ یَهْدِ اَللّٰهُ فَهُوَ اَلْمُهْتَدِی وَ مَنْ یُضْلِلْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (۱۷۸) وَ لَقَدْ ذَرَأْنٰا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاٰ یَفْقَهُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لاٰ یُبْصِرُونَ بِهٰا وَ لَهُمْ آذٰانٌ لاٰ یَسْمَعُونَ بِهٰا أُولٰئِکَ کَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْغٰافِلُونَ (۱۷۹) وَ لِلّٰهِ اَلْأَسْمٰاءُ اَلْحُسْنیٰ فَادْعُوهُ بِهٰا وَ ذَرُوا اَلَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمٰائِهِ سَیُجْزَوْنَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۸۰)
و هنگامی که گرفت پروردگار تو از بنی آدم از پشتهای ایشان فرزندانشان و گواه گرفت ایشان را بر خودشان آیا نیستم من پروردگار شما گفتند آری گواه شدیم مبادا بگوئید روز قیامت به درستی که بودیم ما از این بیخبران (۱۷۲) یا بگوئید جز این نیست شرک آوردند پدران ما از پیش و بودیم فرزندان از بعد ایشان آیا پس هلاک میسازی ما را بآنچه کردند تباهکاران (۱۷۳) و هم چنین تفصیل میدهیم آیتها را و باشد که ایشان بازگشت کنند (۱۷۴) و بخوان بر ایشان خبر آنکه دادیم او را آیتهامان پس بیرون آمد از آنها پس از پی رفت او را شیطان پس شد از گمراهان (۱۷۵) و اگر میخواستیم هر آینه برتری میدادیم او را به آنها و لیکن او اقامت کرد بزمین و پیروی کرد خواهش خود را پس مثل او مثل سگست اگر حمله میکنی بر او زبان از دهن بیرون میآورد و یا وا میگذاریدش زبان از دهن بیرون میآورد آن مثل گروهی است که آنان تکذیب کردند آیتهای ما را پس بخوان قصهها را باشد که ایشان اندیشه کنند (۱۷۶) بدند در مثل آن گروهی که تکذیب میکردند بآیتهای ما و بر خودشان بودند که ستم میکردند (۱۷۷) کسی را که راه نماید خدا پس اوست راه یافته و کسی را که اضلال کند پس آن گروه ایشانند زیانکاران (۱۷۸) و بحقیقت آفریدیم از برای دوزخ بسیاری را از جن و آدمیان که مر ایشانراست دلهایی که نمییابند بان و مر ایشانراست چشمهایی که نمیبینند بانها و مر ایشانراست گوشهایی که نمیشنوند بانها آنها چون چهارپایاناند بلکه ایشان گمراهترند آن گروه ایشانند بیخبران (۱۷۹) و مر خدا راست نامهای نیکو پس بخوانیدش بانها و واگذارید آنها را که میل بباطل مینمایند در نامهای او بزودی جزا داده میشوند آنچه را بودند که میکردند (۱۸۰)
یاد کن بگرفت چون پروردگار
از بنی آدم به دور روزگار
از ظهور اعنی که از اصلابشان
پشت در پشت از ره و آدابشان
نسلشان از بعد نسلی در فزون
همچنین آورد پی در پی برون
همچنین بگرفت ایشان را گواه
بر نفوس خویشتن بی اشتباه
یعنی اندر عقلهاشان بر نهاد
آنچه داعی بود بر ربّ العباد
اندر اقرار ربوبیّت به جد
که بر آن هر نفس باشد مستعد
بر شما آیا نی ام پرودگار
جمله گفتند آری این است آشکار
اندر این آیت سخن باشد فزون
در میان اهل تفسیر و فنون
نیست لازم ذکر آنها بالتمام
آنچه آن وافی است در نظم کلام
این بود بر وجه تحقیق متین
کز بشر بگرفت عهد آن رب دین
کو بود پروردگار این عباد
سر نپیچند از اطاعت و انقیاد
هم بنپرستند چیزی را جز او
شرک بر وی ناورند از هیچ رو
هستی اش داعی است او را بالعهود
کش بود پروردگاری در وجود
عقل و فهمش هم بر این باشد گواه
وین گواهی را ملک دارد نگاه
گفت زآن حق با ملایک شاهدند
کاین خلایق اندر این عهد آمدند
عقل و روح اعنی بشر را بر اِله
شد بر اقرار عبودیّت گواه
پس گواهش گر خود او باشد رواست
ور خداوند و ملایک هم بجاست
پس چو بودند این ذراری لاعلاج
در ظهور خویش از طبع و مزاج
مر طبیعت گشت ایشان را حجاب
رفتشان از یاد آن عهد و ایاب
در قیامت چونکه گردد پرده باز
مر پدید آید حقیقت از مجاز
می بگویند اهل غفلت یا هوی
بیخبر بودیم زین اقرار ما
یا جز این گویند نبود که بُدند
مر پدرهامان به شرک از پیش چند
پیشتر یعنی که از ما جَدّ و باب
همچو ما بودند اندر احتجاب
ما بُدیم از بعدشان ذریّتی
گر چو ایشانیم زین در غفلتی
پس کنی ما را هلاک آیا کنون
بر فعال گمرهان و مبطلون
یعنی این غفلت بود در آدمی
کز فزونی زآن نهد رو بر کمی
ما هم از پشت پدرها آمدیم
غافل از عهد ربوبیّت شدیم
ما کنیم آیات خود تفصیل نیز
تا که باز آیند شاید بر تمیز
یعنی از تقلید باطل ز امتیاز
رو به تحقیق و یقین آرند باز
ای محمّد (ص) خوان بر اسرائیلیان
یا به قومت زآن کس اخبار نهان
که بر او دادیم آگاهی یکی
ما ز آیتهای خود در مدرکی
شاعری بود از عرب او در نمود
که کتاب آسمانی خوانده بود
دیده بود او که رسولی آن زمان
میشود مبعوث بر خلق جهان
داعیه بودش که باشد آن رسول
خود وی و هم اوست مقبول عقول
چون نبی مبعوث گشت او از حسد
شد بر او کافر گذشت از علم خود
پس برون آمد چنان کز پوست مار
زآن همه آیات و علم استوار
پس به او لاحق شد ابلیس از درون
پس شد او از گمرهان در آزمون
بلعم باعور یا بوده است او
که بر اسرائی لیان شد کینه جو
بر هوای نفس خود کرد آن دعاء
لاجرم شد رانده از باب رجاء
حال او ثبت است در تاریخ ها
وآنچه بر وی باشد از توبیخ ها
یا که عام این حکم باشد بی خلاف
بر هر آن کز راه دین جست انحراف
شد ز علم و عمد دور از دین و کیش
کرد ترک علم و هم معلوم خویش
ور که ما می خواستیم اندر پسند
می نمودیم آن چنان کس را بلند
میرسید اعنی که بر اوج از حضیض
هم ز گوری تنگ بر ملک عریض
از ره رغبت بر آیات و کتاب
که به اسم اعظمش بود انتساب
کرد لیکن میل او سوی زمین
پیرو نفس و هوی شد از یقین
از دنائت میل بر پستی نمود
مِی نخورده هیچ، بر مستی فزود
او مثالش در صفت پس چون سگ است
خسّتش هم دور با خون در رگ است
گر به حمله رانی او را از دهان
افکند بیرون به محرومی زبان
ور که بگذاری نرانی هم ورا
افکند بیرون زبان در ماجرا
بلعم باعور هم بود این چنین
مینبود الاّ که با خسّت قرین
هم به خواب او دید و هم با وی حمار
در سخن آمد به ره کاین نیست کار
این مکن یعنی بر اسرائیلیان
تو دعای بد که بس دارد زیان
وین نگشت او را سبب بر انتباه
لحظه ای از کف نداد آن رسم و راه
این نشان نکبت و بدبختی است
هم دلیل خیرگی و سختی است
همچنین آید تو را هر دم به راه
آیتی از حق که یابی انتباه
حیف کادراکت ز غفلت خسته است
چشم و گوشت ز آرزوها بسته است
گر به هُش باشی بجنبد گر که باد
یاد آری از هلاک قوم عاد
همچنین از اختلاج عضوها
منتبه گردی ز کل تا جزوها
وآنکه باشد غافل از علم و عمل
همچو آن کلب است کآمد در مثل
این مثل دارد بر آن قومی فروغ
کاشمرند آیات ما را بر دروغ
پس بخوان این قصه ها را از قصص
بهر ایشان کآمد از آیت به نص
همچو آن بلعم که حالش گشت ذکر
شاید اندر خود کنند این قوم فکر
بَد بسی باشد مثل آن قوم را
که به تکذیبند بر آیات ما
بعد از آن کآگاه گشتند از حجج
پس کنند انکار آیات و نهج
بر نفوس خویش آوردند ظلم
نی که بر نفس دگر کردند ظلم
حق نماید هر که را بر خویش راه
یافته است او راه پس بی اشتباه
وآنکه را بر خود نماید واگذار
آن گروه از اهل خسرانند و خوار
ما بسی کردیم خلق از جن و انس
بهر دوزخ چون بر آن بودند جنس
هست ایشان را قلوبی بی تمیز
در نمی یابند با آن هیچ چیز
همچنین چشمی است ایشان را به رو
که نبینند ایچ از آن آیات او
همچنین گوشی است کز وی نشنوند
هیچ وعظی تا که بر وی بگروند
همچو اَنعامند ایشان بَلْ أضَل
چار پایانی مماثل با مثل
زآنکه گردند آن بهائم منزجر
گر کسی بر زجرشان گردد مُصر
تربیت یابند تا بر وضع خاص
منتقل گردند هم بر اختصاص
هر بهیمه فهمد اندر مکسبش
که بدان کار از چه راند صاحبش
گاو چون بیرون رود ز اصطبل خویش
میرود خود بر شیار و حبل خویش
وین جماعت از بهائم کمترند
زآنکه غرق غفلت از پا تا سرند
مر خدا را اسمها باشد نکو
پس ورا خوانید بر اسماء او
اسمها باشند بعضی اسم ذات
بعض هم اسماء افعال و صفات
هر صفاتی راست نامی ناگزیر
وصف قدرت نام او باشد قدیر
یا به وصف رحمتش خوانی رحیم
یا به وصف علم او آمد علیم
همچنین هر وصف را نامی است نیک
خوان تو بر آن نام هایش بی شریک
خاص ذات اوست یعنی آن صفات
غیر او را نیست خود وصفی به ذات
خواندن او متّصف گشتن بدوست
بر صفاتی کآن چو نام او نکوست
نی که خوانی نامهایش بر زبان
لیک باشی بی خبر ز اسرار آن
هر منافق داند آن اوصاف و نام
هم بر آن نامش توان خواند از کلام
پس مراد از خواندن اسماء او
اینست کآری سوی او از غیر رو
وصف خود بر وصف حق سازی بَدل
لایزال آیی به وصف لم یزل
پیرو آنها نگردید از ضلال
کاسم بنهند از کجی بر ذوالجلال
واگذارید آن کسان را که کنند
میل بر اسماء حق بر ناپسند
بی ز اذن شرع بر حق، اسمها
میگذارند از ره جهل و عمی
همچنان که کرده بودند آن عرب
بوالمکارم و ابیض الوجهش لقب
یا نصاری خوانده او را بوالمسیح
وین اسامی بر خدا باشد قبیح
زود باشد که جزاء داده شوند
ملحدان بر آنچه باشند و کنند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بحثی درباره عهد و پیمانی اشاره دارد که خداوند با بنی آدم از پشت پدرانشان گرفته است. خداوند از آنها میپرسد که آیا او پروردگارشان نیست که پاسخ مثبت میدهند. این گواهی برای آنهاست تا در روز قیامت نتوانند بگویند که از این مسأله غافل بودهاند یا تنها به تقلید از پدرانشان عمل کردهاند.
آنگاه به داستان شخصی به نام «بلعم باعور» اشاره میشود که در ابتدا به آیات خداوند معتقد بوده اما به دلیل پیروی از هوای نفس و شیاطین از راه正 دور شده و گمراه شده است. مثال او با سگ مقایسه میشود که همواره در حالت لَهله زدن است، و این به معنای غفلت و کمفهمی گروهی از مردم است که آیات خدا را تکذیب میکنند.
این آیات همچنین به بیان ویژگیهای افرادی میپردازد که خداوند آنها را به سوی جهنم خلق کرده است. این افراد دارای قلبهایی هستند که نمیفهمند، چشمانی که نمیبینند و گوشهایی که نمیشنوند، و در حقیقت از چهارپایان نیز گمراهترند. سرانجام، به اهمیت دعا به نامهای نیک خداوند اشاره میشود و اینکه کسانی که به باطل در نامهای او میپردازند مجازات خواهند شد.
هوش مصنوعی: در زمانی که خداوند از نسل آدم (علیهالسلام) نطفههای او را برداشت و آنها را بر خودشان گواه قرار داد که آیا من رب شما نیستم؟ و آنها پاسخ دادند بله، ما گواهی دادیم، اینگونه بود که شما در روز قیامت نگویید ما از این موضوع غافل بودیم یا اینکه بگویید پدران ما قبلاً شریکانی برای او قرار داده بودند و ما نیز نسل آنان بودیم. آیا تو ما را به سبب کارهای بیاساس آنها هلاک میکنی؟ ما آیات را بهتفصیل بیان میکنیم تا شاید به خود بیایند. همچنین بر آنان داستان آن کسی را بخوان که آیات ما را دریافت کرد و از آن خارج شد، پس شیطان او را دنبال کرد و او از گمراهان شد. اگر میخواستیم، او را به واسطه آن آیات بالا میبردیم، ولی او به زمین گرایش داشت و از هوای نفس خود تبعیت کرد. مثال او مانند مثال سگی است که اگر بر او فشار بیاوری، بزغاله میکند و اگر او را رها کنی هم بزغاله میکند. این مثال قومهایی است که آیات ما را تکذیب کردند. پس داستانها را تعریف کن تا شاید بیندیشند. بد بود مثال قومهایی که آیات ما را تکذیب کردند و خودشان به خود ظلم کردند. هر کس را خدا هدایت کند، او راهیافته است و هر کس را گمراه کند، آنها زیانکارانند. و ما بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدهایم؛ آنها دلهایی دارند که نمیفهمند، چشمانی دارند که نمیبینند و گوشهایی دارند که نمیشنوند. اینها همچون چهارپایانند، بلکه از آنها هم گمراهترند. اینها همان غافلاناند. و نامهای زیبا مخصوص خداست، پس او را با آن نامها بخوانید و کسانی را که در نامهای او کجروی میکنند، رها کنید؛ آنها جزای آنچه انجام میدهند را دریافت خواهند کرد.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، خداوند از نسل آدم پیمانی گرفت و از آنها سوال کرد که آیا او پروردگارشان نیست. آنها پاسخ دادند که بله، گواهی دادند تا روز قیامت بهانهای نداشته باشند و نگویند که ما از این موضوع بیخبر بودیم یا اینکه پدران ما پیش از این شرک ورزیدهاند و ما تنها فرزندان آنها هستیم. خداوند در ادامه میفرماید که آیاتش را برایشان توضیح میدهد تا شاید به حقیقت بازگردند. همچنین داستان کسانی را ذکر میکند که آیات الهی را نادیده گرفتند و به پستی سقوط کردند. اگر خدا میخواست، میتوانست آنها را برتر سازد، اما آنها با پیروی از خواستههای خود، به زندگی دنیوی چسبیده و از حقیقت دور شدند. خداوند میفرماید که بسیاری از جن و انسانها را برای جهنم آفریده است، زیرا آنها دلهایی دارند که نمیفهمند، چشمانی دارند که نمیبینند و گوشهایی دارند که نمیشنوند. این افراد همچون حیوانات هستند، بلکه حتی گمراهترند. خدا نامهای نیکو دارد و مردم باید به او دعا کنند و از کسانی که به باطل تمایل دارند، دوری کنند، زیرا آنها به زودی جزا داده خواهند شد.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که چگونه پروردگار از انسانها در طول زمان مراقبت میکند و آنها را به راه راست هدایت میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نسلهای آینده از نیاکان خود، با ویژگیها و آداب و رسوم خاصشان، به وجود میآیند و آنچه از آنها به ارث میرسد، شامل فرهنگ و رفتارهایی است که در طول زمان شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: نسل آنها به طور مستمر و پیوسته در حال افزایش است و به ترتیب و به تدریج نسلهای جدیدی را به دنیا میآورند.
هوش مصنوعی: ایشان به گواهی بر اعمال و رفتار خود اعتراف کردند و در این کار هیچ اشتباهی نداشتند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خداوند در ذهن انسانها آن چیزی را قرار داده که آنها را به پرستش و بندگی خود دعوت میکند.
هوش مصنوعی: در واقع، انسان به طور طبیعی و به شکلی جدی به این حقیقت اعتراف میکند که وجود خداوند را پذیرفته است و هر فردی در درون خود آمادگی این را دارد که این رابطه را درک کند.
هوش مصنوعی: آیا شما نمیدانید که خداوند به همه گفته است؟ بله، این حقیقت واضح و روشن است.
هوش مصنوعی: در این عبارت، اشاره به این است که در این آیه، مباحث و نکات بسیاری وجود دارد که در میان کارشناسان و اهل علم تفسیر به طور گسترده مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: نیازی نیست که تمام جزئیات آنها را ذکر کنیم، زیرا هر آنچه که لازم است در خود سخن به طور کامل گفته شده است.
هوش مصنوعی: این بیان به این معنی است که انسان به خاطر پیوندی که با پروردگار دین خود دارد، همواره موظف به رعایت و عمل به تعهدات و اصول آن دین است.
هوش مصنوعی: کجاست پروردگار که این بندگان از پیروی و فرمانبرداری سر نمیپیچند؟
هوش مصنوعی: همه چیز را جز او نمیپرستند و از هیچ راهی به او شرک نمیورزند.
هوش مصنوعی: وجود او دلیلی است برای بالا رفتن و پیمان شکنی، زیرا در وجودش خالق و پروردگاری نهفته است.
هوش مصنوعی: عقل و فهم انسان بر این موضوع گواهی میدهند و این گواهی تحت نظارت و کنترل ملک است.
هوش مصنوعی: گفت که فرشتگان گواه هستند که این مخلوقات در این زمان به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: عقل و روح انسان به خداوند پیوسته و بر اساس اعتراف به بندگی خود گواهی میدهند.
هوش مصنوعی: اگر او خود شاهد باشد، گواهیاش معتبر است و اگر خداوند و فرشتگان هم شاهد باشند، باز هم درست و قابل قبول خواهد بود.
هوش مصنوعی: اینها که بیمارانی هستند که در وجود خود مشکلاتی دارند و طبیعت و مزاجشان به گونهای است که نمیتوانند درمان شوند.
هوش مصنوعی: طبیعت باعث شده تا آنها از یاد بیاورند که در گذشته چگونه با هم بودند و به کجا میرفتند.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هنگامی که پردهها کنار برود، حقیقت واقعی نمایان خواهد شد و آنچه که تنها ظاهری و غیرواقعی بود، به وضوح آشکار خواهد گردید.
هوش مصنوعی: میگویند که ما افرادی هستیم که غفلت و بیتوجهی داریم و از این واقعیت که خود را به این حالت اعتراف کردهایم، بیخبر بودیم.
هوش مصنوعی: آیا غیر از این میگویند که پدران ما از دیرباز به شرک و کفر گرایش داشتند؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که نیاکان و پدران ما نیز مانند ما در حالتی از پوشیدگی و پنهانکاری زندگی میکردند.
هوش مصنوعی: ما از آنها که دور شدند، نسلهایی هستیم. اگر مثل آنها باشیم، پس چرا در این غفلت به سر میبریم؟
هوش مصنوعی: آیا این چنین رفتار تو باعث نابودی ما خواهد شد، در حالی که سرانجام گمراهان و بیخودان در حال فعالیت هستند؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نامیدی و غفلت از نعمتها و توانمندیها در انسان به وجود میآید، وقتی که او به افراط در خواستهها و زیادهخواهی مشغول میشود و به همین دلیل از ارزشها و داشتههای واقعیاش غافل میگردد.
هوش مصنوعی: ما هم مانند دیگران از نسل پدرانمان به دنیا آمدیم و از وظیفه و مسئولیت بزرگتری که بر عهدهمان است غافل ماندیم.
هوش مصنوعی: ما آیات و نشانههای خود را به طور واضح و روشن بیان میکنیم تا شاید مردم دوباره به درک و فهم درست برگردند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افراد باید از پیروی از نظرات نادرست و غیرمستدل فاصله بگیرند و به تحقیق و دستیابی به یقین و آگاهی واقعی بپردازند.
هوش مصنوعی: ای محمد (ص)، تو سفرهای برای بنیاسرائیل هستی، یا به قوم خود از آن شخص اطلاعات پنهانی را برسان.
هوش مصنوعی: ما به او اطلاعاتی دادیم که نشانههایی از دستورات خودمان در مدرکی وجود دارد.
هوش مصنوعی: شاعر عربی بود که در آثارش روشنایی و عمق معنویاتی را به نمایش گذاشته بود، به گونهای که گویی آگاهی از یک کتاب آسمانی دارد.
هوش مصنوعی: او مشاهده کرده بود که در آن زمان، پیامبری به سوی تمام مردم فرستاده خواهد شد.
هوش مصنوعی: او ادعا میکرد که پیامبر خودش است و همینطور مورد پذیرش و تایید عقلها قرار دارد.
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر به رسالت انتخاب شد، برخی به دلیل حسادت بر او کافر شدند و از دانش خود فاصله گرفتند.
هوش مصنوعی: او به گونهای بیرون آمد که گویا از پوست مار جدا شده است، از آن همه نشانهها و علم محکم.
هوش مصنوعی: سپس ابلیس به او نزدیک شد و از درون او را فریب داد، بنابراین او در آزمون از گروه گمراهان قرار گرفت.
هوش مصنوعی: بلعم باعور شخصیتی است که در تاریخ و ادبیات دینی به عنوان نماینده کینه و دشمنی شناخته میشود. او همان فردی است که در برابر بنیاسرائیل قرار گرفت و برایشان جادو یا نفرین کرد. در این متن به او به عنوان نماد واکنشهای منفی و خصمانه نسبت به برخی گروهها اشاره شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر تمایلات نفسانی خودش، دعا و درخواستش به جایی نرسید و به همین دلیل از درگاه امید طرد شد.
هوش مصنوعی: حالت او در تاریخها ثبت شده و آنچه دربارهاش گفته شده، چه سرزنشها که باشد، معلوم است.
هوش مصنوعی: برخی از مردم ممکن است دچار انحراف از دین شوند و در این صورت، حکم عام و بدون هیچ مناقشهای شامل حال آنان خواهد بود.
هوش مصنوعی: از علم و دانش فاصله گرفته و از دین و آیین خود دور شده است. او نیز علم و شناخت خود را ترک کرده است.
هوش مصنوعی: اگر ما کسی را میخواستیم که در نظرمان پسندیده باشد، آن شخص برای ما بسیار برجسته و بزرگ به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی از نقطهای بسیار پایین و دشوار به اوج و بالاترین مقامها و خوشبختیها میرسد، به گونهای که از شرایط سخت و تنگی به زندگی گسترده و خوبی دست مییابد.
هوش مصنوعی: از روی علاقه به نشانهها و کتابهایی که به نام بزرگ خداوند نسبت داده شدهاند، توجه میکنم.
هوش مصنوعی: او تلاش کرد، اما تمایلش به سمت زمین و خواستههای نفسانی رفت و از یقین دور شد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی به خاطر ویژگیهای ناپسند خود، به دنبال زندگی پست و بیارزش است و حتی بدون آنکه میگساری کرده باشد، به افزایش حالتی از مستی و سرخوشی میپردازد. در واقع، فرد به سمت پستی میرود و به دنبال شادی و خوشیهای زودگذر از هر راهی است.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به مقایسه صفات انسانها با ویژگیهای حیوانات پرداخته و میگوید که انسانهایی که برخی صفات منفی دارند، مشابه سگ هستند. همچنین اشاره دارد که این ویژگیها به صورت عمیق و درون آنها ریشه دوانده و به نوعی از خون آنها نیز تأثیر میپذیرد. به عبارت دیگر، برخی صفات بد در وجود این افراد نه تنها سطحی نیست بلکه به طبیعت آنها تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر او را در حملهاش به زمین بیندازند، زبانش به خاطر این که محروم شده، به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که اگر کسی را در موقعیتی رها کنی و از او دور شوی، او ممکن است در شرایطی قرار گیرد که انتقادی یا نظری منفی درباره تو بیان کند. به عبارت دیگر، رفتار افراد ممکن است به واسطه دوری و عدم توجه تغییر کند و در نتیجه، احساسات و نظرات آنها از تو دور شود.
هوش مصنوعی: بلعم باعور هم در تنگنا قرار داشت و در نهایت به دلیل همین بخالت و دنائت بود که به این وضعیت دچار شد.
هوش مصنوعی: او هم در خوابش دید و هم در بیداری با او سخن گفت، اما این کار نه در خواب درست است و نه در واقعیت.
هوش مصنوعی: این کار را نکن، یعنی برای یهودیان بد دعا نکن که این کار به تو آسیب خواهد زد.
هوش مصنوعی: او به هیچ وجه نتوانست از این راه و رسم که در پیش گرفته بود، لحظهای منحرف شود یا از آن چشم بپوشد.
هوش مصنوعی: این نشانهای از بدبختی و عدم خوشبختی است و همچنین دلیلی برای سختی و آزردگی به شمار میآید.
هوش مصنوعی: همچنین هر لحظه نشانهای از حقیقت سر راه تو میآید که تو را به هوشیاری و آگاهی میرساند.
هوش مصنوعی: متاسفانه، انرژی و تواناییام به خاطر بیتوجهی به کارهایی که باید انجام دهم، به هدر رفته است. احساس میکنم که به خاطر آرزوهایی که دارم، نه چشمم میبیند و نه گوشم میشنود.
هوش مصنوعی: اگر هوشیار باشی، متوجه میشوی که وقتی باد را یاد میکنی، به یاد نابودی قوم عاد نیز میافتی.
هوش مصنوعی: اگر به حرکات و تغییرات بدنت توجه کنی، از حالت کلی آن به جزئیات اعضای مختلف آن پی خواهی برد.
هوش مصنوعی: کسی که از دانش و عمل بیخبر باشد، مانند سگی است که در جایی بیدلیل و بدون هدف حاضر شده است.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که گروهی از مردم به وسیله نور امید و آگاهی، مانند نور کاشمر، از آیات و پیامهای ما بهرهمند میشوند، در حالی که دیگران حقیقت را با دروغ و نادرستی پوشش میدهند.
هوش مصنوعی: پس این داستانها را برای آنها بخوان، زیرا این حکایتها به خاطر آیههایی که نازل شده، به سویشان آمده است.
هوش مصنوعی: این بیت به اشاره به بلعم باعور است که به دلیل کارهای ناپسندش مورد نقد قرار گرفته است. در اینجا میگوید که مانند بلعم، این جمعیت ممکن است به حال خود فکر کنند و متوجه وضعیت ناپسند خود شوند. این بیان به نوعی هشدار به آنهاست که باید در رفتار و افکارشان تجدید نظر کنند.
هوش مصنوعی: بدتر از آن، وضع قومی است که آیات ما را انکار میکنند.
هوش مصنوعی: پس از آن که بر حجتها و دلایل آگاه شدند، دیگر نمیتوانند آیات و راههای درست را انکار کنند.
هوش مصنوعی: آنها بر خودشان ظلم کردهاند، نه اینکه ظلمی به دیگران کرده باشند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به حق و حقیقت دست یافته و راه درست را پیدا کند، خداوند او را در مسیرش یاری میکند و او را از اشتباهات محفوظ میدارد.
هوش مصنوعی: کسی که به خود بالیختی کند و خود را بزرگ ببیند، از آن گروهی است که زیانکار و بیارزشاند.
هوش مصنوعی: ما تعداد زیادی انسان و جن را برای دوزخ آماده کردهایم زیرا آنها خودشان انتخاب کردند که به آنجا بروند.
هوش مصنوعی: افرادی که فاقد درک و discernment هستند، در هیچ چیزی ارزش واقعی را نمیبینند و از آن بهره نمیبرند.
هوش مصنوعی: چشمی دارند که نمیگذارند هیچیک از نشانههای او را ببینند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برخی افراد به قدری تحت تأثیر قرار گرفتهاند که دیگر هیچ سخن نصیحتآمیز یا اخلاقیای را نمیشنوند و توجهی به آن نمیکنند.
هوش مصنوعی: آنها مانند چهارپایانند، بلکه شاید حتی گمراهتر از آنها هستند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به تندخویی و سختگیری نسبت به آن حیوانات ادامه دهد، آنها به دلیل آن رفتار، دوری میکنند و ناراحت میشوند.
هوش مصنوعی: آموزش میبینند تا به شرایط خاصی منتقل شوند و همچنین به ویژگیهای منحصر به فردی دست یابند.
هوش مصنوعی: هر حیوانی میفهمد که در کار و زندگیاش چه چیزی باعث پیشرفت یا موفقیت او میشود و صاحبش در این زمینه چه نقشی دارد.
هوش مصنوعی: وقتی گاو از اصطبل خود خارج میشود، به طور طبیعی به سوی جایی که متعلق به خودش است، میرود و به راه و نشانههای خود توجه میکند.
هوش مصنوعی: این گروه از حیوانات هم کمترند، زیرا به شدت در غفلت فرورفتهاند و از سر تا پا غرق در بیخبری هستند.
هوش مصنوعی: خداوند نامهای زیبایی دارد، بنابراین ما او را با نامهایش میخوانیم.
هوش مصنوعی: نامها به دو دسته تقسیم میشوند؛ برخی از آنها نام ذاتها هستند و برخی دیگر مربوط به افعال و صفات.
هوش مصنوعی: هر صفتی که برای خداوند گفته شود، ناچار به نوعی بیانگر قدرت اوست و در واقع نام قدرتمند بودن اوست.
هوش مصنوعی: یا اینکه برای توصیف رحمتش از کلمه رحیم استفاده میکنی، یا برای توصیف علمش از کلمه علیم بهره میگیری.
هوش مصنوعی: هر صفت یا ویژگی باید یک نام خوب داشته باشد. تو میتوانی آن ویژگیها را با آن نامها به خوبی بشناسی و هیچ کس در این شناخت با تو شریک نیست.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که ویژگیهای خاص و منحصر به فرد او تنها متعلق به خود اوست و هیچ صفتی به غیر از ذات او وجود ندارد. به عبارتی، او به خودی خود و به ذات خودش شناخته میشود و نه به واسطه ویژگیهای دیگر.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در خواندن او، صفتهایی که دارد به خوبی و زیبایی او اشاره میکنند و هر چه بیشتر از او بگویی، به خوبیهایش افزوده میشود.
هوش مصنوعی: نی که به نامهایش بر زبان میآوری، اما از رازهای آن بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: هر فرد نفاقی بخوبی با ویژگیها و صفات خود آشناست و میتواند بر اساس آن صفات، خود را معرفی کند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هدف از ذکر نامهای خداوند این است که انسان توجه و رویکرد خود را به سمت او و دوری از غیر او معطوف کند. این عمل باعث میشود که فرد ارتباطی عمیقتر با خدا برقرار کند و از دنیا و امور غیر الهی فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: توصیف و بیان ویژگیهای خود را به توصیف و بیان ویژگیهای حق تبدیل کن، زیرا همیشه به وصفی میآیی که نه موقتی است و نه تغییرپذیر.
هوش مصنوعی: به این معناست که از پیروی افرادی که به گمراهی و انحراف رفتهاند پرهیز کنید، زیرا این افراد ممکن است شما را از راه راست منحرف کرده و به سوی ظلم و فساد ببرند. کسانی که به دنبال حقیقت و عظمت الهی هستند، باید از چنین انحرافاتی دوری کنند.
هوش مصنوعی: به افرادی که نامهای خدا را به نفع خود و به شیوهای ناپسند استفاده میکنند، توجهی نکنید و آنها را رها کنید.
هوش مصنوعی: بدون اجازه قوانین شرع، از روی نادانی و جهل، نامهایی بر حق میگذارند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند آن عرب که لقب "بوالمکارم" و "ابیض الوجه" را داشت، بر چیزهایی که به شخصیت و ویژگیهای مثبت فرد اشاره دارد، تاکید میشود. در اینجا به صفات نیکو و برجسته افراد اشاره شده است.
هوش مصنوعی: ای مسیحیها او را مسیح میخوانید، اما چنین عناوینی برای خداوند ناپسند است.
هوش مصنوعی: بزودی ملحدان به خاطر اعمال و باورهای خود مجازات خواهند شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.