بِئْسَمَا اِشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ (۹۰)
بدست آنچه فروختند بآن خودشان را آنکه کافر شدند بآنچه فرو فرستاد خدا از راه حسد اینکه فرو میفرستد خدا از فضل خود بر هر که میخواهد از بندگانش پس بازگشت کردند بغضبی بر غضبی و مر کافران راست عذابی خوار کننده (۹۰)
« در بیان آنکه هر چه به شخص انسان رسد پاداش کرده های اوست و جزای افعال و اعمال او »
بد بود چیزی که می اندوختند
نفس های خود به آن بفروختند
آنچه بفرستاد ه حق منکر شدند
بر وی از بغی و حسد کافر شدند
هست جهل آن آتش بفروخته
نفس را جاهل به وی بفروخته
یا بود دنیا که سازد کور و کر
عقل و دین شد بر بهای سیم و زر
یا که حب و جاه و اغراض و حسد
که فروشد نفس بر وی بی خرد
یا که لذت های نفسانی که روح
ماند از وی بی فروغ و بی فتوح
قلب گرد د زآن قسی مانند سنگ
هست در مآ اَنزَل اللّهش درنگ
زآنکه حق بر بندگان از فضل و جود
میفرستد آنچه خود خواهد ز سود
سودی از چشم عطا بین نیست بِه
که بر او چیزی نگردد مشتبه
گر عطا بین نیست چشمی از حسد
میفروشد نفس خود بر شیء بد
میفرستد حق تو را نور و نعم
تو نخواهی رو کنی بر ظلم و ذم
مُعطی از کفرانت اندر قلب و چشم
مُهر بنهد آید از خشمی به خشم
خشم بر نعمت گرفتی ، منعمت
خشم گیرد، جان از آن شد مظلمت
رو بگردانی ز نور آفتاب
تیره مانی، تیرگی باشد عذاب
حق نگیرد خشم بر نادار پست
این عذاب از خشم و کفران تو است
گشت کفرانت عذابی بس مهین
خشم را بر خود ز چشم خویش بین
شمس بر خفاش کی خشم آورد
آن خفاش از خشم خود خواری برد
او ز نور آفتاب آید به خشم
کرد خشمش کور جان و کور چشم
ز آفتاب او میکند رو بر قفاش
هم بگرداند قفا خور از خَفاش
نیست بهر مهر تابان پشت و رو
پشت بر خفاش کرد از پشت او
طبع خفاشی عذابی شد مهین
کش بود بر مهر تابان خشم و کین
حق فرستاد انبیاء را با کتاب
این بود فضلی که بیش است از حساب
کافران، رایات جهل افراشتند
فضل او بر خویش سهل انگاشتند
جهل را بر عقل کردند اختیار
از درخت جهل زهر آید به بار
زهر خوردی، چاره از اهلاک نیست
جاهلان را از هلاکت باک نیست
زآنکه آن مخفی بود تا زنده است
زهر دیگر را به جان جوینده است
زهر اول کرده کار او تمام
از پی اش زهر دگر ریزد به جام
زهر نوشد لحظه لحظه، پی به پی
تا ز فعلِ آن شود آگاه کی
تا هنوز از زندگی داری رمق
جو به تریاقی علاج خود ز حق
وآن بود گر هست توفیق ایاب
سوی او برگشتن از هر ناصواب
تا شود زایل ز نفس ، آن پیشه ها
کم دواند در زمینت ریشه ها
هست توبه، وآن ندامت چون تبر
ریشۀ شوم آرد از خاکت به در
در مقام توبه گویم شرح آن
این قدر بود از پی تنبیه جان
تا تو دانی کو همه فضل است و جود
گر تو را خاری رسد آن از تو بود
کرد زآن انزال آیات و رُسل
تا گذاری خار و، رو آری به گل
روید از ارض ضمیرت یاسمین
وارهی از آن عذاب بس مهین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به موضوع کفر و حسد میپردازد و بیان میکند که افرادی که به نعمتهای الهی کافر میشوند و به دلیل حسد از آنها فاصله میگیرند، در حقیقت خود را به خشم الهی فروختهاند. سرنوشت آنها عذاب و خاری است. همچنین اشاره میکند که اعمال انسان نتیجه خود شخص است و به جای جستجوی نعمتهای الهی، برخی افراد به دنیای مادی و لذتهای زودگذر روی میآورند. متن به این نکته تاکید دارد که توبه و بازگشت به سوی خداوند میتواند موجب رهایی از عذابها و مشکلات شود و انسان باید درک کند که هر چه به او میرسد نتیجهی اعمال خود اوست. در پایان، امید به رحمت الهی و استقبال از فضل و جود الهی بیان میشود.
هوش مصنوعی: به راستی که نزدیک است آنچه را که برای خود خریدند، بد باشد، زیرا آنها به آنچه خدا نازل کرده است، کفر ورزیدند، تنها به خاطر این که خدا بخواهد از فضل خود بر هر کسی از بندگانش که بخواهد نازل کند. پس آنها با غضب بر غضب دیگر برگشتند و برای کافران عذابی خفتآور خواهد بود.
هوش مصنوعی: آنها با خرید چیزی که خود را فروختند، و به خاطر حسد به آنچه خداوند نازل کرده، کافر شدند. خداوند از فضل خود بر هر کس از بندگانش که بخواهد، نازل میکند. آنها با خشم و کینه به سمت عذابی ذلتبار بازمیگردند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر چیزی که برای یک فرد اتفاق میافتد، نتیجه کارها و اعمال اوست و نشاندهنده پاداش یا جزای رفتارهای اوست.
هوش مصنوعی: چیزی که ارزش ذخیره کردن آن را داشت، در واقع برای آن نفسها و جانهایشان را فدای کرده بودند، چیز خوبی نبود.
هوش مصنوعی: آنچه خداوند فرستاده بود را به خاطر کبر و حسادت انکار کردند و به کفر افتادند.
هوش مصنوعی: جهل مانند آتشی است که نفس را درگیر کرده و فرد جاهل خود را به این آتش سپرده است.
هوش مصنوعی: این دنیا میتواند باعث Blindness و Deafness یا بیخبری انسانها از حقیقت و ارزشهای معنوی شود، و دین و عقل به مقادیر پول و ثروت تنزل پیدا کند.
هوش مصنوعی: آیا انسان به خاطر عشق، مقام، هدفها و حسد، خود را به چیزهای بیارزش میفروشد؟
هوش مصنوعی: آیا لذتهای دنیوی باعث میشود روح انسان بینور و بدون پیشرفت بماند؟
هوش مصنوعی: قلب انسان که مانند سنگ سخت و بیاحساس است، در مقابل آنچه خداوند نازل کرده است، همچنان در حالت بیتفاوتی و سکون باقی مانده است.
هوش مصنوعی: چون خداوند به بندگانش از روی محبت و بخشش میدهد، آنچه را که خودش بخواهد و به نفع آنهاست، میفرستد.
هوش مصنوعی: اگر به چشم عطا و بخشش نگاه کنی، هیچ سودی در آن نیست؛ بهتر است که چیزی بر او مشتبه نشود.
هوش مصنوعی: اگر خوب بینی وجود نداشته باشد، برخی از افراد به خاطر حسادت، جان خود را به چیزهای بد میفروشند.
هوش مصنوعی: خداوند برای تو نور و نعمت میفرستد، اما تو نمیخواهی حقایق را نشان دهی و از بدیها و ناپسندیها دوری کنی.
هوش مصنوعی: بخشندهای که از کفران تو دلگیر است، بر قلب و چشمانت علامتی میگذارد و از خشم به خشم میآید.
هوش مصنوعی: اگر نسبت به نعمتهای خود خشمگین باشی، آن نعمتها نیز از تو ناراضی خواهند شد و در نتیجه، روحت تحت تأثیر آن ناراحتی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر از نور خورشید روی برگردانی، در تاریکی خواهی ماند و آن تاریکی عذابی خواهد بود.
هوش مصنوعی: خداوند بر فرد بیپناهی خشم نمیگیرد؛ این رنج و عذابی که احساس میکنی ناشی از خشم و ناامیدی خود توست.
هوش مصنوعی: کفر و نافرمانی تو عذابی خفیف به همراه دارد؛ خشم خود را از نگاه خود ببین.
هوش مصنوعی: خورشید هرگز بر خفاش خشم نمیگیرد، زیرا آن خفاش از خشم خود تنها ذلت و خواری میچشد.
هوش مصنوعی: او به هنگام خشم همچون نور خورشید میدرخشد، اما این خشمش باعث میشود که جان و بیناییاش از بین برود.
هوش مصنوعی: او از نور خورشید دوری میکند و مانند خفاش، به زمانی که شب میشود، رو به تاریکی میآورد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که عشق و محبت مانند نور خورشید است که همه را روشن میکند و هیچکس نمیتواند آن را پنهان کند. همچنین اشاره به این دارد که مانند جُنبش یک خفاش، که از پشت میآید و جلب توجه میکند، عشق نیز به طور واضح و آشکار خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: طبیعت خفاش مانند عذابی برای او شد، زیرا او در برابر نور و درخشش خورشید، احساس خشم و کینه میکند.
هوش مصنوعی: خداوند پیامبران را با کتابهای آسمانی فرستاد تا نشان دهد که این نعمت و فضیلت، از هر ملاحظه و حسابی بالاتر است.
هوش مصنوعی: کافران، پرچم نادانی را بالا بردند و فضیلت او را بر خود آسان گرفتند.
هوش مصنوعی: عقل را تحت تأثیر جهل قرار دادهاند و از درخت جهل، میوههایی سمی و خطرناک به بار میآید.
هوش مصنوعی: اگر زهر نوشیدهای، دیگر چارهای برای نجاتت وجود ندارد. نادانان از هلاکت و تباهی خود هیچ نگران نیستند.
هوش مصنوعی: چون آن چیز پنهان است و تا زمانی که زنده است، زهر دیگری را به جان کسی که در پی آن است میدهد.
هوش مصنوعی: نخستین زهر کار او را تمام کرد و حالا برای او زهر دیگری در جام میریزد.
هوش مصنوعی: در هر لحظه زهر را میچشد و به تدریج متوجه میشود که نتیجه آن چه خواهد بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که هنوز از زندگی انرژی و توان داری، به دارویی که میتواند علاج مشکلاتت باشد، از حق و حقیقت روی بیاور.
هوش مصنوعی: اگر توفیق به آدم برسد، بازگشت به سوی خدا به معنای ترک هر نادرستی و اشتباه است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن صفات منفی و ناشایست از خود دور نشود، آن ویژگیها و کارهای ناپسند در وجودت ریشهدار خواهند بود.
هوش مصنوعی: توبه وجود دارد و ندامت مانند تبر، ریشههای بدی را از وجودت میکند و از زندگیات میبرد.
هوش مصنوعی: در موقعی که به سوی توبه میآیم، باید بگویم که آنچه که لازم است بدانید این است که هدف من از این کار، عاشق کردن جان خودم است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر گونه خوبی و بخشش از سوی توست و اگر در زندگی مشکل یا سختی برایت پیش بیاید، پیامی است که به خودت مرتبط میشود. یعنی همه چیز به عملکرد و ویژگیهای خودت برمیگردد.
هوش مصنوعی: از آن زمان که نشانهها و پیامبران نازل شدند، تو را بر آن کرد که زحمتها را به زادی تبدیل کنی و به جای مشکلات، زندگی را زیبا سازی.
هوش مصنوعی: از دل تو گل یاسمن میروید و از آن عذاب خفیف و کوچک رها میشوی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.