گنجور

 
صفای اصفهانی

عشق رخت براه حقیقت سمند ما

خاک درت دوای دل دردمند ما

سودائیان عشق توایم و در آتشیم

در سوز دائمیم و نباشد گزند ما

آمد به دست کوته ما تاب زلف دوست

بیدار بود اختر بخت بلند ما

خاطر پسند پست و بلندیم در کمال

ای جلوه جمال تو خاطر پسند ما

ای شکر تو شهد مذاق دل امید

تلخست بی شرنگ غمت کام قند ما

ما خاک تیره و رخ خوب تو آفتاب

ما صید لاغر و سر زلفت کمند ما

پندم دهد که عاشق دیوانه‌ای و هست

دیوانه آنکه میدهد از عشق پند ما

جَستیم چون تو آمدی از جا سپندوار

بی آتش وصال تو چه بود سپند ما

ای فارس ترا فرس امر زیر ران

بجهاندی از علائق امکان نوند ما

بی رائض عنایتت از اولین قدم

می‌نگذرد نهایت سیر سمند ما

در سینه است و در دل ما سر عشق و هست

غافل ز سِرّ ما سر ناهوشمند ما

بگذشت بر سبیل حکایت مدار عمر

شد گریه‌های ما همگی ریشخند ما

برق براق نیستی و رفرف فناست

در راه فقر دوست کبود و کرند ما

ای خواجه تا به چونی و در چند نیستی

هستیست در خور دل بیچون و چند ما

ما عرش وحدتیم و پر مرغ عقل شیخ

بر بام خانه می‌نرسد از خرند ما

پند از صفا دریغ نباشد ولیک حیف

شد پند ما به مدرک محجوب بند ما

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

چون نی ز ناله نیست تهی بندبند ما

آه ار نفس زیاده کشد دردمند ما

چون صبحدم به خون شفق غوطه ها زدیم

هر چند بود یک دو نفس نوشخند ما

در بوته ای که سنگ در او آب می شود

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
اسیر شهرستانی

رام طاعتیم و کشاکش کمند ما

صید دلیم و گردن تسلیم بند ما

شکر فروش خنده او زهر چشم او

تلخی فزای گریه ما زهرخند ما

گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم

[...]

فروغی بسطامی

آمد به جلوه شاهد بالا بلند ما

آماده شد بلای دل دردمند ما

ما مهر از آن پسر سر مویی نمی‌بریم

برند اگر به خنجر کین بندبند ما

تا چشم خود به دورهٔ ساقی گشاده‌ایم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه