خود را تو مبین که بی خدا نتوان بود
با آن که سوا شدی سوا نتوان بود
او بی تو وجود است تو بی او معدوم
پس تا هستی از او جدا نتوان بود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
خود را تو مبین که بی خدا نتوان بود
با آن که سوا شدی سوا نتوان بود
او بی تو وجود است تو بی او معدوم
پس تا هستی از او جدا نتوان بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به رابطه انسان و خداوند اشاره میکند و میگوید که انسان نمیتواند خود را مستقل از خدا ببیند. او تأکید میکند که حتی اگر فردی به نظر خود را از خدا جدا کرده باشد، در واقع چنین جدایی امکانپذیر نیست. انسان بدون وجود خداوند، معنایی ندارد و از اینرو باید به وابستگیاش به او پی ببرد. به عبارتی، وجود انسان به وجود خداوند وابسته است و هیچگاه نمیتواند کاملاً از او جدا شود.
هوش مصنوعی: به خودت نگاه نکن، زیرا بدون وجود خدا نمیتوانی زندگی کنی. حتی اگر خود را جدا احساس کنی، باز هم نمیتوانی از او جدا باشی.
هوش مصنوعی: او بدون تو هیچ است و تو بدون او وجودی نداری. بنابراین تا زمانی که هستی، نمیتوانی از او جدا شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.