نی همین در نی از آن لب ناله حسرت میخورد
شکرستانها از آن تبخاله حسرت میخورد
طرفه تسخیر است در پیری و ایام شباب
آرزو دارد جوان صدساله حسرت میخورد
جام زر بی می اگر خوش بود پس نرگس چرا
سرنگونش کرده و از لاله حسرت میخورد؟
بس که چشمش بر قفا افتادگان دارد نگاه
خال پشت چشم بر دنباله حسرت میخورد
همچو عنبر گرچه سودایم سعیدا خاک شد
بردهام بویی کز آن دلّاله حسرت میخورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسرت و آرزوهای نی و دیگر موجودات میپردازد. نی، که نماد جدایی و دلتنگی است، از لبهایش ناله حسرت برمیخیزد و تمام شکرستانها تحت تأثیر این حسرت هستند. شاعر به تضاد بین پیری و جوانی اشاره میکند و میگوید حتی جوانی صدساله هم حسرتخور است. همچنین، شاعر از باده و لطافت نرگس و لاله سخن میگوید که در عین زیبایی، حسرتی پنهان دارند. در نهایت، اشارهای به نگاههای معترض و حسرتآور برای گذشته و زمانهای از دست رفته میشود، با این امید که بویی از آنچه که دلاله خوشبختی است، احساس شود.
هوش مصنوعی: نی در حال ناله و شکایت است و از دلتنگی و حسرت میگوید. در حقیقت، تمام شکرستانها یا باغهای شیرین نیز به خاطر این حسرت و اندوه، متاثر و بیتاب هستند.
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، آرزوی رسیدن به پیری و تجربههای آن را دارد، اما وقتی به پیری میرسد، جوانی را حسرت میخورد و احساس میکند که زمان را از دست داده است.
هوش مصنوعی: اگر جام زر بدون شراب خوشایند است، پس چرا نرگس سر خود را پایین انداخته و از لاله حسرت میکشد؟
هوش مصنوعی: چشم او آنقدر به افرادی که پشت سرشان افتادهاند مینگرد که همچون یک نقطهی خالی، تنها حسرتی را در دل میپروراند.
هوش مصنوعی: اگرچه مانند عطر خوش عنبر من آرزومندم، اما به خاک افتادهام و بویی که از آن میآید، سبب حسرت دلبرم شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.