گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عرفی

از یاد برده ام روش مهر و کین خویش

نسیان نشانده ام به یسار و یمین خویش

رفتم به بت شکستن و هنگام بازگشت

با برهمن گذاشتم از ننگ دین خویش

دردا که رفت فرصت و دهقان طینتم

[...]

صائب تبریزی

از بیقراری دل اندوهگین خویش

خجلت کشم همیشه ز پهلونشین خویش

در وادیی که روبه قفا می روند خلق

در قعر چاهم از نظر دوربین خویش

ای وای اگر مرا نکند آب،انفعال

[...]

قدسی مشهدی

سوزم همیشه از نفس آتشین خویش

چون شمع ایستاده‌ام، اما به کین خویش

ظاهر شود ز درد سر اکسیر سازی‌ام

صندل کنم ز بس که طلا بر جبین خویش

از شوق دامنت همه تن دست گشته‌ام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه