گنجور

 
صائب تبریزی
 

قضا تا نسخه کفر از خط جانانه می گیرد

جنون هم سر خط داغ از من دیوانه می گیرد

دل بی دست و پای من ازان مجلس چه گل چیند

که آتش از برون بزم در پروانه می گیرد

چه مشکل خوان خطی دارد سر زلف پریشانش

که در هر حرف او صد جا زبان شانه می گیرد!