ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد
گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل
رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد
کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود
اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد
بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن
که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یار اشاره میکند، بهگونهای که حتی خورشید نیز در کنار او خجالتزده میشود. او به سختی نگهداشتن رشته محبت و عشق اشاره میکند و میگوید رهایی از این عشق برای کسی ممکن نیست که به آن عادت کرده است. همچنین شاعر به این نکته میپردازد که هر کس باید به اصول خود پایبند باشد تا موفق شود و در نهایت به اهمیت دوری از لذتهای زودگذر اشاره کرده و بیان میکند که باید از آنها دوری کرد تا دل شاد شود.
هوش مصنوعی: هرگاه که یار محبوب از می مینوشد، جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد و خورشید از شدت نور او شرمنده میشود، مانند چراغی که در روشنایی روز به چشم نمیآید.
هوش مصنوعی: رها کردن عشق و محبت کار آسانی نیست، مانند آزاد کردن پرندهای که به دست انسان عادت کرده است.
هوش مصنوعی: هر کس که به زمین و حقیقت خود توجه کند، مانند خاک راه افتاده است، اما اگر هدف و آرمان خود را به آسمان و بلندای کمال برساند، به موفقیت دست خواهد یافت.
هوش مصنوعی: از لذتهای شیرین فاصله بگیر تا دلات روشن و شاداب شود. زیرا وقتی موم از عسل دور میشود، جشنی با شکوه برپا میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.