گنجور

 
 
گوهر
عرفی

گفتگو عین صداع است ، ار چه سر گوشی بود

بعد حیرت مایهٔ آرام خاموشی بود

بادهٔ حکمت کشیدم، نشئهٔ غفلت فزود

در مزاج من خودی داروی بیهوشی بود

ماند اندر چون مسیحا بوددر اعجاز دم

[...]

نورس دماوندی

شاهد عیب نهان انشای سرگوشی بود

خاتم فرمان دانش مهر خاموشی بود

بس که رم از اختلاط آشنایان کرده ام

یاد یاران وحشی دشت فراموشی بود

از جواهر سرمه ی کس نیست عباسی لباس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه