گنجور

غزل شمارهٔ ۹۴۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاست

خوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاست

من که در خاموشی از آیینه می بردم سبق

نوخطی دیدم که از هر موی من فریاد خاست

تا دل سنگین شیرین هیچ جا منزل نکرد

هر شراری کز زبان تیشه فرهاد خاست

ماه بر گردن نهاد از هاله طوق بندگی

سرو موزون تو تا از گلشن ایجاد خاست

می کند چون دام، چشم شوخ انجم را به خاک

از خرام او مرا گردی که از بنیاد خاست

در شکست قلب ما آن زلف و کاکل بس نبود؟

کان غبار خط مشکین هم پی امداد خاست

وای بر بی طاقتان، کز روی آتشناک او

چون سپند از مهر خاموشی مرا فریاد خاست

ساغرش چون لاله صائب دایم از می سرخ روست

هر که از خاک سیه با داغ مادرزاد خاست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.