گنجور

 
صائب تبریزی
 

تا چند نقشبند تمنا شویم ما

آیینه دار جلوه عنقا شویم ما

چون موجه سراب درین دشت پر فریب

با جان بی نفس پی دنیا شویم ما

شور جنون کجاست که مانند گردباد

جاروب خارزار تمنا شویم ما

یارب نصیب کن پر و بالی که چون مسیح

زین خاکدان به عالم بالا شویم ما

با دیده ای که گوهر عبرت شناس شد

حیف است حیف خرج تماشا شویم ما

غفلت امان نداد که خود را کنیم صاف

زان پیشتر که واصل دریا شویم ما

نگشود لامکان ز دل تنگ ما گره

در تنگنای چرخ چسان وا شویم ما؟

دلهای تیره سرمه گفتار ما بود

چون طوطیان ز آینه گویا شویم ما

صبح امید از دل ما زنگ می برد

گر ملتجی به دامن شبها شویم ما

تا در میان جمعیم آشفته خاطریم

جمع آن زمان شویم که تنها شویم ما

در چشم این سیاه دلان صبح کاذبیم

در روشنی اگر ید بیضا شویم ما

هر عضوی از تو از دگری دلرباترست

چون قانع از نظاره به یک جا شویم ما؟

در زهر اگر چه غوطه زدیم از گزیدنش

صائب نشد گزیده ز دنیا شویم ما

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.