گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۴۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پنهان رخ چو ماه برای چه می کنی؟

خون در دل نگاه برای چه می کنی؟

ابرام در شکستن دلهای بیگناه

ای ترک کج کلاه برای چه می کنی؟

بگذر ز کاوش دل ما خون گرفتگان

در بحر خون، شناه برای چه می کنی؟

با چهره ای که آب کند آفتاب را

اندیشه از نگاه برای چه می کنی؟

بهر خراب کردن ما جلوه ای بس است

صد جلوه سر به راه برای چه می کنی؟

ای برق جلوه ای که دو عالم کباب توست

سر در سر گیاه برای چه می کنی؟

تسخیر ملک دل به نگاهی میسرست

جمعیت سپاه برای چه می کنی؟

چون بی گناه کشتن عاشق گناه نیست

عذر مرا گناه برای چه می کنی؟

رخسار همچو روز ترا زلف شب بس است

روز مرا سیاه برای چه می کنی؟

صائب چو رحم در دل سنگین یار نیست

سامان اشک و آه برای چه می کنی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.