گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۷۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی

شکستگی نبود در جهان بیرنگی

غبار تفرقه ای نیست همچو شیر و شکر

میان آتش و آب جهان بیرنگی

فریب رنگ چو طفلان ربوده است ترا

گلی نچیده ای از بوستان بیرنگی

ز انقلاب خزان و بهار آزادیم

رسیده ایم به دارالامان بیرنگی

گرفته است ترا رنگ همچو خون دامن

چسان رسی ز پی کاروان بیرنگی؟

دلت خوش است به میهای لاله رنگ جهان

نخورده ای می صاف جهان بیرنگی

به روی آینه سیماب را قراری نیست

ستاره سوز بود آسمان بیرنگی

ز چشم بحر صدف را نهان کند صائب

فروغ گوهر روشن روان بیرنگی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify