گنجور

 
صائب تبریزی
 

جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی

این حبابی نیست کز دریا کند پهلو تهی

آستانش سجده گاه سرفرازان می شود

هر که چون محراب از دنیا کند پهلو تهی

رفت بر باد فنا در یک نفس عمر حباب

این سزای آن که از دریا کند پهلو تهی

دامن نقصان مده از کف که چون گردد تمام

مه ز خورشید جهان آرا کند پهلو تهی

اهل بینش (را) گزیر از سختی ایام نیست

این شراری نیست کز خارا کند پهلو تهی

زین گرانجانان که کوه قاف ازیشان شد سبک

وقت آن کس خوش که چون عنقا کند پهلو تهی

در گلستانی که اشک ما سراسر می رود

لاله از شبنم ز استغنا کند پهلو تهی

از شبیخون اجل صائب نگردد مضطرب

هر که پیش از مرگ از دنیا کند پهلو تهی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.