گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۳۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شکوه ای دارم به شرط آن که پنهان بشنوی

پیش ازان کز من خبر در کافرستان بشنوی

در خزان ای شاخ گل گرد سرت پر می زند

حرف بلبل را اگر در نوبهاران بشنوی

چون سهیل از دیدن رنگش به خون غلطیده ای

آه اگر بویی ازان سیب زنخدان بشنوی

ناله زنجیر، مغناطیس شور عشق است

داستان زلف سر کن تا پریشان بشنوی

تا به خون خود توانی کرد لب شیرین، مباد

حرف تلخ از خضر بهر آب حیوان بشنوی

نکهت پیراهن او سر به مهر غیرت است

نیست بوی گل که از هر باغ و بستان بشنوی

ناله ناقوس هم راهی به مقصد می برد

از موئذن چند صائب بانگ ایمان بشنوی؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط