گنجور

غزل شمارهٔ ۶۶۲۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کی بخت خفته وا کند از کار ما گره؟

از رشته هیچ کس نگشاید به پا گره

از ناخن هلال طرب وا نمی شود

عهدی که بسته است به ابروی ما گره

در دل هزار مطلب و یارای حرف نه

صد عقده بیش دارم و دست از قفا گره

با سخت گیری فلک سفله چون کنیم؟

با ناخن شکسته چه سازیم با گره؟

ناخن نماند در سر انگشت شانه را

در زلف و کاکل تو همان جابجا گره

از ابروی تو چین به دم تیغ تکیه زد

از کاکلت فتاد به دام بلا گره

تا چند سایه بر سر این ناکسان کند؟

ای کاش می فتاد به بال هما گره!



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.