گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه

اختیار از گوی عاجز در خم چوگان مخواه

از جهان بی وفا با تلخرویی صلح کن

نقش یوسف بر درو دیوار این زندان مخواه

صددرستی شیشه گر را در شکست شیشه هست

گر دلت را عشق برهم بشکند تاوان مخواه

مرگ بی منت گواراتر ز آب زندگی است

زینهار از آب حیوان عمر جاویدان مخواه

خانه آباد پیش پای سیل افتاده است

خاطر معمور جز در خانه ویران مخواه

جز جواب خشک، موجی نیست در بحر سراب

مد احسان زینهار از دفتر دوران مخواه

نیست بحر نعمت بی خواهش حق را کنار

چون صدف گر لب گشایی هیچ جز دندان مخواه

شرم دار از حق، مبر صائب نیاز خود به خلق

بر سر خوان سلیمان دانه از موران مخواه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام