گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۴۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قدم ز خویش برون نه فلک سواری کن

بکش به جیب سر خود کلاهداری کن

به هر چه می کشدت دل درین سرای سپنج

به تیغ قطع تعلق نگاهداری کن

نهاده اند ترا لوح خاک ازان به کنار

که گوشه ای بنشین مشق خاکساری کن

گرت هواست که در وصل آفتاب رسی

به وقت صبح چو گردون ستاره باری کن

به کوه، موجه دریا چه می کند صائب؟

علاج خصم سبکسر به بردباری کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.