گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۱۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن

به یاران خون خوراندن، باده را تنها رسانیدن

خرابات جهان خالی شد از خونابه آشامان

می یک بزم می باید مرا تنها رسانیدن

به کاوش نیست حاجت چشمه دریا دل ما را

ندارد حاصلی ناخن به داغ ما رسانیدن

شرار از سنگ تا آمد برون پروازش آخر شد

چه بال و پر توان در سینه خارا رسانیدن؟

ز دوری گشت سیل نوبهاران خرج راه اینجا

که خواهد قطره ما را به آن دریا رسانیدن؟

چه حاصل جز خجالت داد پیش آن قد رعنا؟

بس است ای باغبان سرو سهی بالا رسانیدن

اگر در بال همت نارسایی نیست چون شبنم

توان خود را به خورشید جهان آرا رسانیدن

نیارد مرغ پر زد در هوا از گرمی خویش

به آن ظالم که خواهد نامه ما را رسانیدن؟

به اندک فرصتی از هم خیالان پیش می افتد

تواند هر که صائب پیش مصرع را رسانیدن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور