گنجور

 
صائب تبریزی
 

سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن

چون مه نو شهره آفاق می گردد سخن

می کند جمعیت دل گفتگو را منتظم

از پریشان خاطری اوراق می گردد سخن

گر بیفشارند پای خامه را ارباب فکر

زود با عرش برین هم ساق می گردد سخن

بکر معنی را بود در سادگی حسن دگر

بی صفا از زیور اغراق می گردد سخن

می کند گه در مزاج سردمهران کار زهر

گاه زهر غصه را تریاق می گردد سخن

می کند این آب روشن را روان استادگی

از تأمل شهره آفاق می گردد سخن

رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره

ناگوار طبع از اغلاق می گردد سخن

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.