گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن

در قیامت نامه پیچیده نتوان یافتن

مور را ملک سلیمان درنمی آید به چشم

در قیامت دیده نادیده نتوان یافتن

از رگ خامی اثر در باده جوشیده نیست

خواب در چشم به خون غلطیده نتوان یافتن

صیقل آیینه آب روان استادگی است

بی تامل گوهر سنجیده نتوان یافتن

دل به زلف و وعده پا در هوای او مبند

راستی در موی آتش دیده نتوان یافتن

شرم حسن از باده گلگون شود هشیارتر

دولت بیدار را خوابیده نتوان یافتن

دامن تسلیم را صائب به دست آورده ایم

در بساط ما دل غم دیده نتوان یافتن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط