گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۱۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم

ما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم

چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم

در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم

چون سایه مرغان هوا در سفر خاک

آزار به موری نرساندیم و گذشتیم

گر قسمت ما باده و گر خون جگر بود

ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم

کردیم عنانداری دل تا دم آخر

گلگون هوس را ندواندیم و گذشتیم

در رشته کشیدند دگرها گهر جان

ما این عرق از جبهه فشاندیم و گذشتیم

هر چند که در دیده ما خار شکستند

خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم

یک صید ازین دشت به فتراک نبستیم

چون مهر همین تیغ رساندیم و گذشتیم

هر چند که در مد نظر بود دو عالم

یک حرف ازین صفحه نخواندیم و گذشتیم

فریاد که از کوتهی بازوی اقبال

دستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیم

صد تلخ چشیدیم زهر بی مزه صائب

تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هادی مختاری نوشته:

چون سایه مرغان هوا در سفر خاک…
این بیت زیبا از این شعر زیبای صائب تبریزی را “امیر جعفری” در نقش آقای تجنگی در قسمت سیزدهم سریال ممنوعه خواندند و یادی از این غزل زیبا شد اما ایشان شعر را بصورت زیر خواندند :
چون سایه مرغان هوا بر گذر خاک…

که طبق تخقیقی که من کردم همان “در سفر خاک” صحیح و ثبت شده است.

** حال که درمورد این بیت شعر می نویسم خواستم احساس خودم را درموردش هم بگویم که شاعر چقدر این مفهوم آمدن و رفتن ما را در این جهان زیبا و محشر و شاعرانه و درعین حال صحیح و دقیق تشبیه و تصویرسازی کرده است…
چون سایه مرغان هوا در سفر خاک
آرام و روان.. بی صدا و بی اثر… بی ردپا…
بینهایت زیبا و دقیق…
هادی مختاری - ۲۳ مارچ دوهزار و نوزده… لندن

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.