گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۱۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا روی عرقناک ترا دید نگاهم

زد غوطه به سرچشمه خورشید نگاهم

از حوصله دیده من گرد برآورد

از بس ز تماشای تو بالید نگاهم

بر مرکز خال تو مرا تا نظر افتاد

در دایره چشم نگنجید نگاهم

شد دیده بیدار مرا خواب پریشان

از بس به خود از شرم تو لرزید نگاهم

مشقی که ز نظاره روی تو رساندم

مشکل که شود خیره ز خورشیدنگاهم

از شرم برون آی که از شرم عذارت

شد آب و چو اشک از مژه غلطید نگاهم

چون موی زیادست گران در نظر من

تا دور ز رخسار تو گردید نگاهم

چون دیدن رخسار لطیف تو محال است

از دیده برآید به چه امید نگاهم؟

صائب پی نظاره شوم گر همه تن چشم

از دل نبرد حسرت جاوید نگاهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.