گنجور

 
صائب تبریزی
 

مدار چشم ازین کور باطنان انصاف

که گشته است به عنقا هم آشیان انصاف

زبس به فرق لگد خوردم و ننالیدم

به بردباری من داد آستان انصاف

به سیم قلب خریدند ماه کنعان را

نمی دهند هنوز اهل کاروان انصاف

مباد لب به حدیث طمع بیالایی

نمی دهند ز بخل اهل این زمان انصاف

شکر به سعی بهار از زمین شوره نرست

مجو ز مردم این تیره خاکدان انصاف

تو نیز گوشه بگیر از جهانیان صائب

کنون که گوشه گرفته است از جهان انصاف