گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر چه صاحب نظرانند تماشایی شمع

بهر پروانه بود انجمن آرایی شمع

هیچ جا تا دل پروانه نگیرد آرام

هر شراری که جهد از دل شیدایی شمع

هرچند در خاطر پروانه عاشق مصور گردد

می توان دید در آیینه بینایی شمع

جوهر عشق ز پیشانی عاشق گویاست

نشود سوختگی سرمه گویایی شمع

عشق روزی که قرار از دل پروانه ربود

رعشه افتاد به سرپنچه گیرایی شمع

دل چو روشن شود از عشق ،زبان کند شود

تا دم صبح بود جلوه رعنایی شمع

خط به آن چهره روشن چه تواند کردن؟

شب تاریک بود سرمه بینایی شمع

عشق درپرده ناموس نهفتم، غافل

که ز فانوس بود جامه رسوایی شمع

یارب این بزم چه بزم است که از گریه وآه

غم پروانه ندارد سر سودایی شمع

تادرین انجمن از سوختنی هست نشان

پابه دامن نکشد جلوه هر جایی شمع

کثرت خلق به توحید چه نقصان دارد؟

چه خلل می رسد از رشته به یکتایی شمع؟

می کند گریه و همدرد ندارد،صائب

جای رحم است درین بزم به تنهایی شمع



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن شفیعی نوشته:

در بیت سوم
هر چه در خاطر پروانه مصور گردد
صحیح است
مطابق چاپ محمد قهرمان

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.