گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از ناکسان وفانشنیده است هیچ کس

بوی گل از گیانشنیده است هیچ کس

از روزگار تلخ بودناله حزین

از نیشکر نوانشنیده است هیچ کس

بیگانه شوزخلق کز این دورمطلبان

پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس

خامش نشین که ناله جانسوز از سپند

درمحفل رضا نشنیده است هیچ کس

کردار بی نیاز ز گفتار بیهده است

دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس

عاشق به بال جذبه معشوق می پرد

تمکین ز کهربانشنیده است هیچ کس

گفتار درمیان صواب و خطا بود

از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس

عشق از دوکون گرد برآورد نرم نرم

سیلاب بی صدا نشنیده است هیچ کس

صائب خموش باش کز این حرف دشمنان

آواز مرحبانشنیده است هیچ کس



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.